اگر على نميبود ، على كه خدا مرا به دستش از بند و زنجير رهانيد
هرگز بهنگامى كه غل و زنجير بر اندامم فشار ميآورد از كسى خواستار
كمك براى رهائيم نميشدم .
جانم فداى على باد كه مرا از چنگ كافرى كه خدا را نديده گرفته بود
رهانيد .
عبد الرحمن در جنگ صفين همراه على ( ع ) بود . طبرى ميگويد :
در نبردهاى صفين عبد الرحمن بن حنبل اين سرود رزمى را مىخواند :
اگر مرا بكشيد من ابن حنبل هستم من آنم كه در ميان شما « نعثل » كنايه از عثمان - را هجو كردم ( 1 ) .
اين يكتن از كسانى است كه در آنزمان بمعرض آزار و فشار و شكنجه در آمدهاند و در سياهچال زندان به بند و زنجير كشيده شدهاند . هيچ گناهى نكرده بودند و تنها جرمشان - بزعم حاكم و همدستانش - اين بود كه « منكرات » و كارهاى خلاف اسلام را نكوهشها مينموده و شيفتهء رويه و قوانين اسلام بودهاند . دربارهء دوستان و هم زبانشان بارها سخن گفتهايم و آن سخنان را در اينجا تكرار نميكنيم . نظرى به اشعار اين صحابى عاليقدر كافى است كه ايمان سرشارش و شيفتگى او را به رويهء اسلامى و ضديتش را با انحراف و كافر منشى بنمايد .
تبعيد امير المؤمنين على بن ابيطالب ( ع )
در بحث از آنچه در ايام خلافت عثمان ميان او و امير المؤمنين على ( ع ) اتفاق افتاده اگر باختصار بر گزاريم شايد عواطف جماعتى را جريحه دار سازد
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى 6 / 25 - تاريخ يعقوبى 2 / 150 - 2 / 410 - شرح ابن ابى الحديد 1 / 66 - اصابه 2 / 395 .