تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
( يا از كسانى كه عليه نظام حاكم برمىخيزند ) است . در نتيجه ، عثمان به عبد اللَّه بن عامر نوشت كه عامر بن عبد قيس را بخوان تا اگر ديد كه اين خصوصيات را دارد او را بيرون كن ( به مدينه يا به شام ) . عبد اللَّه وى را بخواست و از او در اينخصوص پرسيد . جواب داد : در مورد گوشت . من قصابى را ديدم كه گوسفند را بدون ذكر بسم اللَّه ميكشت ، به همين جهت هر گاه دلم خواست گوسفند ميخرم و خودم آن را سر ميبرم . در مورد زن ، من چندان سرگرمى و دلبستگى دارم كه به آن نميرسم . در مورد مشاغل دولتى خيلى افراد را براى اين مشاغل ميتوانيد پيدا كنيد و احتياج به من نيست . حمران به او گفت : خدا امثال تو را در ميان ما زياد نكند ! عامر گفت : نه ، خدا جاروكشها و خونگيرهائى مثل تو را زياد كند ! » ( 1 ) درباره شركت نكردن در نماز جمعه ، « عامر » آن راستگوى درستكار حقيقت را بيان نموده و به معاويه گفته است اگر امام جمعه و جماعت را شايسته و واجد شرايط نبيند در نمازش شركت نميكند . و اين دربارهء حكام اموى آنزمان كارى ناروا نيست . تازه بفرض اينكه روايت صحيح باشد و همهء اتهاماتى كه به او زده‌اند گناه شمرده شود ، براى خليفه امكان داشت در آنمورد توسط فرماندار بصره تحقيق كند چنان كه در روايت ابو نعيم در مورد ازدواج و خوردن پنير و رفت و آمد با حكام انجام شده است . نميدانم آيا در شريعت پر گذشت و اعتدالى اسلام خوردن پنير از واجبات شمرده شده است بطوريكه هر كه نخورد بايد تحت مراقبت و جاسوسى قرار گيرد ؟ ! بهر حال به چه مجوز و بنابر چه دليلى آن مرد بزرگ را از خانه و ديارش رانده و بر شترى بىپالان به شام - تبعيدگاه همهء
هامش
( 1 ) المعارف ، 194 .