تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
خودت ملاحظه كردى » ( 1 ) شگفت آور است كه عده اى چنين روايتى را سند و مدرك قرار داده‌اند براى تبرئه عثمان و ذيحق شمردن او در تبعيد كردن « عامر » . در حالى كه همينها هر روايتى را كه در سندش يكى از سه نفر نامبرده باشد مردود و باطل ميشمارند ، امّا اينجا با وجوديكه همين سه نفر رجال روايت را تشكيل ميدهند آن را معتبر شناخته و سند ميگيرند براى رفع انتقاداتى كه نسبت به عثمان شده است . مطلب تعجب آور ديگر در روايت مذكور ، صرفنظر از وضع اخلاقى و صلاحيت گزارشگر كه همان « حمران » معلوم الحال باشد ، اتهاماتى است كه به « عامر » زده‌اند . چه ، هيچيك از آنچه به وى نسبت داده‌اند مايهء نكوهش و سرزنش نيست تا چه رسد به اينكه موجب تأديب و تبعيد باشد . آيا اينها گناهانى شمرده مىشود كه قدر و مقام كسى را پائين آورد ؟ خوددارى از ازدواج اگر بعنوان تشريع و باعتبار قانون و آئين نباشد حرمتش مسلَّم نيست ، بلكه ازدواج از امور ستوده و مستحب است . بعلاوه ، « عامر » بارها براى خود نامزد ساخته اما هيچيك را شايستهء همسرى خويش و آنكه بتواند در زهد و كم خرجى با او جور بيايد نيافته است . ابو نعيم مينويسد : « فرماندار بصره كسى را نزد عامر بن عبد قيس فرستاد كه امير المؤمنين - عثمان - به من دستور داد از تو بپرسم چرا ازدواج نميكنى ؟ جواب ميدهد : من از ازدواج خوددارى نكرده‌ام و پيوسته نامزد ميگيرم . پرسيد : چرا پنير نميخورى ؟ گفت : در سرزمينى كه من زندگى ميكنم زردشتىها هستند ، به همين جهت اگر دو مسلمان شهادت بدهند كه پنيرى از ميته و حرام نيست خواهم خورد . پرسيد ، چرا به احكام رفت و آمد نميكنى ؟ گفت : بر درگاه شما نيازمندان و متقاضيان بسيارند . آنها را نزد خود بخوانيد و حاجتشان را بر آوريد ، و دست از كسانى
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى 5 / 91 - تاريخ ابن عساكر 7 / 167 - الكامل ، ابن اثير 3 / 60 - اسد الغابه - تاريخ ابن خلدون 2 / 389 .