تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
طرف اعتمادش ميشمارد ! آيا خلافتى كه اينها وزير و مشاور و راهنما و طرف اعتمادش باشند عجيب و شگفت نيست ؟ مگر عثمان كه لعنت شدهء پيامبر خدا را به سمت وزير و مشاور و طرف اعتمادش برگزيده ميتواند ادعا كند كه خليفه و جانشين همان پيامبرى است كه وزير و مشاورش را لعنت كرده است ؟ ! آنگاه به بحث و طرز تفاهم عثمان با نماينده و فرستادهء مسلمانان توجه كنيد و ببينيد چگونه است . نمايندهء مسلمانان او را به تقوى و خدا پرستى ميخواند و خدا را بيادش ميدهد و به توبه و بازگشت به آنچه مايهء رضاى خداست دعوت مىكند و ميگويد از گناهان بزرگ و رويهء ناروائى كه مسلمانان و علماى خردمند و استادان قرآن و پارسايان و سياستمداران متعهد نكوهش كرده‌اند دست بردارد . و عثمان در جواب ، آنچه را مسلمانان و بزرگان امت اسلامى گناهان بزرگ ميشمارند « چيزهاى پيش پا افتاده » مىانگارد ، و گوينده را مسخره مىكند و او را متهم به بىاطلاعى مينمايد و اتهامش را با سوگند مستند ميسازد همانگونه كه سابقا كعب بن عبده و صعصعة بن صوحان را بقيد سوگند متهم به نفهمى كرد و از همهء آنان جوابى دندانشكن شنيد و برهانى قاطع در رد اتهامش و در اثبات دانائيشان ، و اين طبيعى و بديهى بود زيرا استادان علم دين و پرچمداران درس قرآن بودند . شگفتتر از همه اين كه خليفه گوش به گزارش جاسوسى بنام « حمران بن ابان » ميسپارد كه شخصا شاهد گناهكارى و ارتكاب فحشايش بوده است . آن چنين است كه با زنى كه دورهء عده اش را بپايان نبرده بود ازدواج كرد و عثمان به همين سبب او را زد و به بصره تبعيد كرد ( 1 ) . بار ديگر رازى با او در ميان گذاشت كه آن را عبد الرحمن بن عوف فاش ساخت تا عثمان بخشم آمده
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى 5 / 91 - تاريخ الكامل ، ابن اثير 3 / 60 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 115 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)