تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
كه خدا و پيامبرش « منكر » دانسته و نهى كرده‌اند . كار آنان ، امر بمعروف و نهى از منكر ، و كوشش براى اصلاح امت و باز آوردن رويه و طرز حكومت وقت بر مدار اسلام و سنت پيامبر ( ص ) بوده است ، و خدا پيامبرش و امت اسلامى ، آن را پسنديده و دوست ميداشته‌اند ، و اين نتيجهء ضمنى را هم داشته كه از عواقب و خيمى كه براى عثمان و امّت اسلامى پيش آمد جلوگيرى ميكرده است . به همين جهت ، بمصلحت عثمان بود كه به ارشاد خير خواهانه آن مردان بزرگ گوش بسپارد و به راه آيد ، نه اين كه بزند و دشنام دهد و تبعيد كند و بيازارد . عثمان اگر فكر ميكرد در تقبيح كارها و رويه اش خطا ميكنند و آنچه را نهى مينمايند « منكر » و غير اسلامى نيست بايد جلسه اى براى مذاكره و بحث و تفاهم تشكيل ميداد ، يا آنان دست از بعضى خواسته‌هاى اجتماعيشان بر ميداشتند يا او به برخى از آنها تسليم ميشد و همگى بر رويه و طرز اداره اى كه اسلامى و منطبق بر سنت پيامبر ( ص ) تشخيص داده ميشد اتفاق مييافتند و اختلاف و كشمكش از ميان برميخاست . تشكيل چنين انجمن و كنگره اى بر آنچه او كرد و بر تشكيل جلسه اى از معاويه و سعيد بن عاص و عمرو عاص و امثال آنها برترى داشت بر جلسه اى كه از پستترين و رذلترين عناصر و افراد ستمكار و منافق و فاسد تشكيل شده باشد از شاخه‌هاى « شجرهء ملعونه » و خانوادهء كثيفى كه خداى تبارك و تعالى و پيامبر گراميش بر آن لعنت فرستاده‌اند ، در چنين جلسه اى طبعا نظرياتى مطرح ميگردد و پيشنهاداتى مىشود كه نظريهء يك سياستمدار حقه باز و ضد ملى است يا پيشنهاد يك خائن يا دسيسهء عنصرى كه رسولخدا ( ص ) در برابر همه لعنتش كرده است . چنين عناصرى را عثمان وزيران و مشاوران و اشخاص