عثمان استاندارانش را به سر كارشان باز فرستاد و به آنها دستور داد تا بر مخالفان قلمرو خويش سخت بگيرند و مردم را دسته دسته به جنگ بفرستند ، و تصميم گرفت مخالفانش را از حقوق و مستمرىيى كه از خزانهء عمومى دريافت ميداشتند محروم سازد تا به او محتاج گشته مطيع و فرمانبردارش شوند . ( 1 )
بلاذرى مينويسد : « ابو مخنف و ديگران ميگويند : عامر بن قيس طرز حكومت و رويهء عثمان را ناپسند ميدانست و انتقاد ميكرد ، حمران بن ابان بردهء آزاد شدهء عثمان انتقادات او را به عثمان گزارش داد ، در نتيجه ، عثمان به عبد اللَّه بن عامر كريز نوشت تا او را - به مدينه - سوق دهد ، وقتى عامر بن قيس به مدينه وارد شد ، عثمان ديد مردم تبعيد و آوارگى او را به بملاحظهء عبادت و زهد و پارسائيش جنايتى بزرگ مىشمارند ، به همين جهت با او بمهربانى رفتار كرد و معزز و محترم داشت و به بصره باز گردانيد . » ( 2 )
« عبد اللَّه بن مبارك در بحث از زهد و پارسائى از قول بلال بن سعد نقل مىكند كه دربارهء عامر بن عبد قيس نزد عثمان سعايت و بدگوئى كردند تا دستور داد او را بر روى شتر بى پالان نشانده بشام تبعيد كنند . معاويه او را در كاخ سبز منزل داد و كنيزى بخدمتش گماشت و به او دستور داد كه احوال و وضعش را مخفيانه به وى گزارش كند . عامر همه شب را به عبادت بسر مىآورد و سحر - گاه بيرون مىرفت و اوائل شب باز ميگشت و هيچ از طعام معاويه نمىخورد ، و نان خشكى آورده در آب مىخيساند و آن را با همان آب مىخورد . معاويه وضعش را به عثمان گزارش كرد ، و عثمان دستور داد به او خوبى كند و به خود نزديك گرداند . در جوابش معاويه نوشت كه اين كار از من ساخته نيست و اميدى
هامش
( 1 ) انساب الاشراف ، بلاذرى 5 / 43 - تاريخ طبرى 5 / 94 - تاريخ الكامل ، ابن اثير 3 / 62 - تاريخ ابن خلدون 2 / 390 .
( 2 ) انساب الاشراف 5 / 57 .