تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
به موفقيت ندارم ( 1 ) . » مورخان نوشته‌اند : « از جملهء انتقاداتى كه نسبت به عثمان ميشد و در رديف كارهاى ناروايش شمرده‌اند يكى تبعيد عامر بن عبد قيس از بصره به شام است ( 2 ) . » ابن قتيبه درباره اش ميگويد : « نيكو كارى با فضيلت بوده است . ( 3 ) » منظرهء عجيبى از آن روزگار در برابر ماست . مردم نيكو كار و پاك و اصلاح طلب همگى گرفتار اهانت و آزار و زير شكنجه و فشارند . يكى شكنجه مىبيند ، ديگرى در يك سلول زير زمينى زندانى است ، سوّمى آواره و تبعيد ، چهارمى محروم از مستمرى خزانه ، پنجمى مورد خشم دستگاه حاكمه ، آن يك را آنقدر كتك مىزنند تا دنده اش مىشكند ، و آن ديگرى را در برابر علماى دين و اصحاب پيامبر ( ص ) دشنام ميدهند ! چرا با آنها چنين ميكنند ؟ هيچ ، چون از عدم اجراى قوانين اسلام دلتنگ و خشمگين شده و زبان به اعتراض و ارشاد گشوده‌اند ، « منكر » و كارها و رويه و سياست غير اسلامى و ناپسند را مورد انتقاد و نهى قرار داده‌اند . آيا حاكمى كه در برابر امر بمعروف و نهى از منكر اصلاح طلبان و خير خواهان چنين خشونت و عكس العمل وحشيانه اى نشان داد نميتوانست آنان را قانع كند كه كار و رويه اش ( منكر ) و غير اسلامى نيست ؟ ! اگر ميتوانست چرا نكرد ؟ و تاريخ هرگز از مباحثات و جلسات و استدلالهاى عثمان با مخالفانش چيزى نمىگويد . پس حاكم ميدانسته كه آنان سخن بر حق ميگويند و كارهائى را « منكر » ميشمارند و از آن نهى مينمايند
هامش
( 1 ) اصابه ، ابن حجر 3 / 85 . ( 2 ) معارف ، ابن قتيبه 84 و 194 - عقد الفريد ، ابن عبد ربه 2 / 261 - محاضرات ، راغب اصفهانى 2 / 212 . ( 3 ) معارف .