تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
ترويجش ميكنند اعتراف ضمنى دارند كه از عثمان كارهاى ناروائى سر زده كه بعدا پشيمان شده و توبه كرده است . و نميدانند كه اين ، حكم محكوميت عثمان است . زيرا حاكمى كه نتواند جلو خشم بى جا و بىدليل و نارواى خود را بگيرد و دست خويش را از صدور احكام و انجام عمليات ناروا باز گيرد نميتوان او را در امور دينى يا ادارهء جامعه و امور دنيوى امين و متصدى ساخت چون اگر كسانى نباشند كه او را پى در پى ملامت كرده از كارهاى خلافش جلوگيرى نمايند چندان به خلافكارى ادامه ميدهد كه خود را و جامعه را به منجلاب گمراهى و ستم فرو اندازد . باز نميدانند كه آنچه به عثمان نسبت ميدهند ، - و ميگويند پشيمان شده و توبه كرده و حاضر شده كه كعب بن عبده او را قصاص كند - كاملا غير طبيعى است و به عثمان نمىچسبد . زيرا عثمان را خوب مىشناسيم ، و ميدانيم همان كسى است كه وقتى در محاصرهء انقلابيون و مخالفين قرار گرفت و خطر مرگ بشدّت تهديدش ميكرد تن به قصاص نسپرد و حاضر نشد آنچه را به ناروا و بنا حق نسبت به ديگران انجام داده در موردش انجام دهند و به اين طريق او را قصاص كرده داد خويش از وى بستانند ، و ميگفت : « اينها - يعنى مخالفين كه خانه اش را محاصره كرده و اجراى سنت پيامبر ( ص ) و احكام اسلام را از او مىخواستند - سه پيشنهاد در برابرم ميگذارند تا يكى را برگزينم : 1 - بخاطر همهء كسانى كه به خطا يا بدرستى بايشان صدمه رسانده‌ام مرا قصاص كنند - و همانچه را نسبت به آنان روا داشته در موردش انجام دهند - و هيچيك از آنها را بدون قصاص نگذارند و تخفيف ندهند . من در برابر اين پيشنهاد به آنها گفته‌ام و ميگويم كه در مورد قصاص از خود ، بايد تذكر دهم كه پيش از من خلفائى بوده‌اند كه گاه مطابق حكم خدا عمل ( كيفرى ) ميكرده‌اند و گاهى بخطا بر خلاف آن ، امّا هرگز آن خلفا را بخاطر خطائى كه در صدور فرمانهاى