و گفت به خدا سوگند هيچكس با نامه اى به ديدار خداوند نشتابد كه از اين مردهء پوشيده شده ، نزد من دوستتر باشد .
64 - از زبان على آوردهاند كه : برانگيختهء خدا ( ص ) از اين جهان نرفت مگر پس از آن كه ما دانستيم برترين ما پس از برانگيختهء خدا ( ص ) بوبكر است و برانگيختهء خدا ( ص ) از اين جهان نرفت مگر پس از آن كه دانستيم برترين ما پس از بوبكر ، عمر است خداى برتر از پندار ، از هر دو خشنود باد .
65 - با زنجيره اى گسسته از زبان على آوردهاند كه پيامبر گفت اى على ! اين دو از ميان همهء پيشينيان و پسينيان - به جز پيامبران و برانگيختگان - سرور پيران بهشتىاند ! اى على ! اين گزارش را براى ايشان بازگو مكن . او نيز گفت :
من اين گزارش را بازگو نكردم مگر پس از مرگ آن دو .
66 - به همان گونه از زبان على آوردهاند كه در روز رستاخيز نخستين كسى كه كارهايش را به شمار آرند بوبكر است ( اين گزارش - كه درازتر از اين است - خواهد آمد )
اينها تاريكىهائى از دروغ و كين توزى است و پرده هائى از فريبكارى و ناراستى ؛ تاريكىهائى كه يكى بر روى ديگرى است يا بگو افسانههاى مردمان نخستين است كه بازنويسى كرده و داستانهاى گزافه آميز و سرگذشتهاى بى خردانه است كه دستهاى نادرستكارى ، كه آئين نامهها و سخنان پيامبر به آن سپرده شده بود از پيش خود درهم بافته و به سرور ما فرمانرواى گروندگان بستهاند و مادر لابه لاى جلدهاى اين كتابمان با گستردگى در پيرامون آنها به سخن پرداختيم ( 1 ) و راستى را كه ايشان سخنانى ياوه و ناپسند مىگويند .
هامش
( 1 ) گفتار گسترده در پيرامون بيشتر اين گزارشها را در جلد پنجم ص 297 تا 375 از چاپ دوم مىتوان يافت