تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
آن پيمان را در فرمانروائى ( برنامهء خود ) بگيريم و چيزى بود كه ما از پيش خود ديديم پس اگر درست باشد از يارى خدا است و اگر نادرست باشد به گردن خود ما است . سپس ابو بكر جانشين او شد و - در برپا داشتن آئين - پايدارى نمود و سپس عمر جانشين شد و - در بر پا داشتن آئين - ايستادگى نمود تا كيش ما پاى گرفت . 60 - بوبكر به على پسر ابو طالب گفت : البته مىدانى كه من پيش از تو در اين كار بودم گفت راست گفتى اى جانشين برانگيختهء خدا ! پس دست خود را دراز كرد و به او دست فرمانبرى داد 61 - پس از آن كه به ابو بكر دست فرمانبرى دادند و على و ياران او نيز دست فرمانبرى به او دادند ، سه روز درنگ كرد و مىگفت : اى مردم ! من كناره مىگيرم . آيا كسى هست كه از فرمانروائى من ناخرسند باشد ؟ و على در ميان نخستين مردمانى بود كه برمىخاست و مىگفت نه به خدا سوگند . تو را بر كنار نمىكنيم و نمىخواهيم كه خود را بر كنار نمائى برانگيختهء خداوند ( ص ) تو را پيش انداخت ، پس كيست كه تو را پس بزند ؟ و به گزارشى ديگر : اگر ما تو را سزاوار نمىدانستيم دست فرمانبرى به تو نمىداديم . و به گزارش سويد پسر غفله چون مردم دست فرمانبرى به بوبكر دادند او به سخنرانى برخاست و خداى را ستايش كرد و آفرين گفت سپس گفت اى مردم ، خدا را به يادتان مىآرم كه هر كدام از شما از دست فرمانبرى دادن به من پشيمان شده بر هر دو پا بايستد - گفت كه - پس على پسر ابو طالب به سوى او برخاست و با او شمشير بود پس به وى نزديك شد و يك پا را بر پلهء منبر و پاى ديگر را بر شنها نهاد و گفت : به خدا سوگند تو را به كناره گيرى وا نمىداريم ( گزارش ) 62 - با زنجيره اى گسسته از زبان على آورده‌اند كه پيامبر گفت بهترين تودهء من پس از من بوبكر است و عمر 63 - آورده‌اند كه چون پس از مرگ بوبكر او را پوشانيدند على بر وى درآمد
الغدير ( فارسي ) — صفحة 66 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)