44 - يك بار كه على سخنرانى كرد در پايان گفت بدانيد كه بهترين مردم پس از پيامبر ايشان ( ص ) ابو بكر راست رو است و آن گاه عمر - جدا كنندهء راست و ناراست از يكديگر - و آن گاه عثمان - دارندهء دو فروغ - و آن گاه من و به راستى كه من آن را در گردن شما و پشت سرتان افكندم پس شما را بر من جاى چون و چرا نيست .
45 - از على دربارهء ياران برانگيختهء خدا ( ص ) بپرسيدند و گفتند در بارهء بوبكر پسر ابو قحافه آگاهىهائى به ما ده . گفت او مردى است كه خداوند به زبان جبرئيل ( ع ) و به زبان محمد ( ص ) او را صديق ( راست رو ) ناميد ، او جانشين برانگيختهء خدا ( ص ) بود كه چون وى او را به پيشوائى ما در كار كيش خود پسنديد ما هم به پيشوائى او بر خود در كارهاى اين جهان خرسندى داديم .
46 - آوردهاند كه على به خدا سوگند مىخورد كه خداى برتر از پندار نام بوبكر را از آسمان ، صديق ( - راست رو ) فرو فرستاد .
47 - از زبان على آوردهاند : نخستين مردى كه به اسلام گرويد بو بكر بود و نخستين كسى كه به سوى خانهء خدا نماز گزارد على پسر ابو طالب بود .
48 - عبد الرحمن ( 1 ) پسر ابو زناد از زبان پدرش آورده است كه مردى روى آورد و مردم را كنار زد تا در برابر على پسر ابو طالب بايستاد و گفت : اى فرمانرواى گروندگان ! از چه روى بود كه ياران پيامبر ( از مهاجر و انصار ) ابو بكر را پيش انداختند با آن كه برجستگىهاى تو درخشانتر بود و پيشينه ات بيشتر و اسلامت پيشتر - او گفت اگر تو از تيرهء قريش باشى به گمانم از پناهندگانى .
گفت آرى گفت اگر نه اين بود كه هر كس به آئين ما گرويد پناهندهء به خدا است
هامش
( 1 ) ابن معين گفته : اين مرد كسى نيست كه خواهندگان گزارشها سخن او را پشتوانه گيرند و ناچيز شمرده مىشود و از زبان ابن مدينى آوردهاند كه سخن وى نزد ياران همكيش ما سست است و عبد الرحمن بر گزارشهايش نشانه مىنهاد ، ساجى و ابن شيبه هم سخنان او را سست مىشمردند و نسائى گويد : گزارش او را نشايد پشتوانه گردانيد تهذيب التهذيب 6 / 171