آرى گزارش بافان ، بر سرور خاندان پيامبر و فرمانرواى گروندگان ، خيلى دروغ بستهاند و اين به اندازه اى بر همگان آشكار شد كه عامر بن شراحيل مىگويد : در ميان تودهء مسلمانان كسى كه بيش از همه بر او دروغ بستند فرمانرواى گروندگان ( ع ) است ( 1 ) و اين همه نمونه هائى از آن چه بر وى بستهاند كه بايد به گزارشهاى گزافه آميز در برترى بوبكر افزود زيرا زبان او - درود خدا بر وى باد - از گفتن آنها پاك است .
32 - از زبان على آوردهاند : نخستين كس از تودهء ما كه به بهشت درآيد بوبكر است و سپس عمر ، و به راستى كه مرا نگاه مىدارند تا همراه با معاويه باز خواست پس دهم .
33 - با زنجيره اى گسسته از زبان على آوردهاند كه پيامبر گفت : اى على ! كسى كه بوبكر و عمر را ناسزا گويد برايش گذرنامه ننويسند زيرا آن دو پس از پيامبران سرور پير مردان بهشتاند - اين گزارش با پرداخت و نماى ديگر نيز بيايد .
34 - با زنجيره اى گسسته از زبان على آوردهاند كه پيامبر گفت : جانشين پس از من بوبكر است و سپس عمر و آن گاه كار به چند دستگى مىكشد .
35 - به همان گونه آوردهاند كه پيامبر گفت : اى على ! سه بار از خدا درخواست كردم تا تو را پيشوا گرداند و او جز پيشوائى ابو بكر را نپذيرفت .
36 - از زبان على آوردهاند كه بر انگيختهء خدا ( ص ) در نگذشت مگر پس از آن كه پنهانى به من گفت كه پس از او بوبكر بر سر كار مىآيد و سپس عمر و سپس عثمان و آن گاه من .
37 - از زبان على آوردهاند كه خداوند اين جانشينى را با دو دست بوبكر گشود و عمر دومين و عثمان سومين كارگزار آن گرديد و سپس با مهر پيامبرى محمد ( ص ) و با دست من جانشينى را به انجام رسانيد .
هامش
( 1 ) تذكرة الحفاظ از ذهبى 1 / 77