تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
باز ايستاد . سپس مىنويسد : و اين گواهى درست است و چون اين گزارش ، درستتر است به كار بستن آن برتر مىنمايد پس برتر آن است كه بگوئيم اين آيه دربارهء آمرزش خواهى مردمى چند براى پدران بت پرست ايشان ، بوده است ، نه دربارهء آمرزش خواهى براى ابو طالب . پايان گزارش ديگر - دربارهء اين كه چرا دستور به خوددارى از آمرزش خواهى فرود آمد - همان است كه مسلم در صحيح خود آورده است و احمد در مسندش و ابو داود در سنن خود و نيز نسائى و ابن ماجه - همگى از ابو هريره ( ض ) - كه برانگيختهء خدا ( ص ) كنار آرامگاه مادرش رسيد و بگريست و ديگران نيز كه پيرامون او بودند به گريه افتادند پس برانگيختهء خدا ( ص ) گفت از خدايم دستورى خواستم تا براى او آمرزش بخواهم و او دستورى نداد و دستورى خواستم تا از آرامگاهش ديدار كنم و او دستورى در اين باره داد . پس گورها را ديدار كنيد كه ياد آور جهان باز پسين است ( 1 ) و طبرى و حاكم و ابن ابى حاتم و بيهقى - از زبان ابن مسعود و بريده - و طبرانى و ابن مردويه و طبرى - از زبان عكرمه و او از ابن عباس - آورده‌اند كه پيامبر چون از نبرد تبوك بازگشت آهنگ عمره كرد پس چون به كنار آرامگاه مادرش رسيد از پروردگارش دستورى خواست تا براى وى آمرزش بخواهد و خداى برتر از پندار را خواند تا به او دستورى دهد كه روز رستاخيز براى او ميانجىگرى كند و درخواست او پذيرفته نگرديد و اين فراز فرود آمد ( 2 ) و طبرى در تفسير خود 11 / 31 از زبان عطيه آورده است كه چون برانگيختهء خدا ( ص ) به مكه آمد كنار آرامگاه مادرش ايستاد و به اميد آن كه به او دستورى داده شود تا براى وى آمرزش بخواهد چندان آن جا ايستاد تا آفتاب آن جا را گرم كرد و سرانجام اين فراز فرود آمد : « پيامبر و گروندگان به وى را نمىرسد . . . -
هامش
( 1 ) ارشاد السارى فى شرح البخارى 7 / 151 ( 2 ) « ارشاد السارى 7 / 270 ، تفسير طبرى 11 / 31 ، الدر المنثور 3 / 283