تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
در ميان شهرها جريان يافته است ؟ و در عبارت حاكم و بيهقى : من نمىتوانم قانونى را كه پيش از من بوده و در شهرها جريان يافته و مردم بر طبق آن ارث برده‌اند رد كنم اين گزارش را حاكم در مستدرك 4 / 335 ياد كرده و آن را صحيح شمرده و نيز بيهقى در السنن الكبرى 6 / 227 و ابن حزم در المحلى 9 / 258 و رازى در تفسير خود 3 / 163 و ابن كثير در تفسير خود 1 / 459 و سيوطى در الدر المنثور 2 / 126 و آلوسى در روح المعانى 4 / 225 آن را آورده‌اند . امينى گويد : جوابى كه خليفه به ابن عباس داده حاكى از بىاطلاعى او از زبان خودش - عربى - است و اگر دانشى در اين زمينه داشت پاسخ مىداد « اطلاق جمع بر دو تن نيز صحيح است و در كلام عرب به صورتى عام به كار رفته » نه اين كه ناتوانى خود را از تغيير آن چه همهء مردم ( و حتى نعوذ باللَّه پيامبر ) به غلط آن را فهميده‌اند پيش بكشد و البته اين پاسخ او شگفتتر از پاسخ پيشاهنگانش نبود كه در روزگار خود معنى اب را كه از اصل و ريشهء عربى است و تازه تفسير آن - بلافاصله بعد از ياد شدنش - در خود قرآن آمده در نيافتند زيرا در زبان تودهء تازيان ، بر دو برادر ، كلمهء برادران اطلاق مىكردند و از همين لحاظ هم نه ميان صحابه كه خود عرب اصيل بودند و نه ميان شاگردانشان كه در تكلم به زبان عربى فصيح جاى ايشان نشستند و نه ميان فقيهان مذاهب اسلام ، هيچ اختلافى در اين فتوى نبود كه وجود دو برادر براى ميت ، سهم الارث مادر او را از ( يك سوم به يك ششم ) تقليل مىدهد و هيچ مستندى هم براى اين حكم نداشتند مگر همين آيهء شريف . و اين فتوى را نيز تنها به اين خاطر مىدادند كه اطلاق كلمهء برادران را بر دو برادر جائز مىشمردند خواه اين كه اطلاق مزبور را در يك حداقل مىپذيرفتند خواه دامنهء آن را وسعت داده و آن را به صورتى عام مورد استعمال قرار مىدادند . طبرى در تفسير خود 4 / 187 مىنويسد : گروه ياران پيامبر و شاگردان