ايشان و كسانى از علماء اسلام كه پس از آنان در هر زمان آمدند ، گويند : اين كه خدا فرموده اگر ( ميت ) برادرانى داشته باشد يك ششم تركه اش به مادر مىرسد مقصود او دو برادر يا بيشتر است و اگر - بجاى آنها - دو يا بيشتر خواهران باشند نيز حكم همين است چنان كه اگر يك برادر و يك خواهر هم باشد حكم همين است : و گروهى از كسانى كه اين اطلاق را درست مىدانند چنين دليل آوردهاند كه اين را امت از بيان خداوند به زبان پيامبر گفته و امت پيامبر او در ضمن خبرى مستفيض آن را ، آوردهاند كه ورود آن راه هر بهانه اى را مىبندد و هر ترديدى را از دل خلق مىزدايد ( سپس وى حديث ابن عباس را - كه گذشت - آورده و مىنويسد : ) راى درست به نظر من آن است كه مقصود از فراز « اگر براى او برادرانى باشد » آن است كه ميت دو برادر به بالا داشته باشد و اين همان رايى است كه اصحاب رسول خدا داشتهاند و با قول ابن عباس نمىسازد ( 1 ) زيرا صحت رأى ايشان و اين كه سخن ايشان در اين باره از روى دليل بوده ، و اين كه قول ابن عباس را در اين باره انكار كردهاند ، همهء اينها را امت اسلام هر طبقه اى از طبقهء پيشين خود گرفته و نقل كردهاند .
باز مىنويسد : اگر كسى بگويد : چگونه دو برادر را برادران خوانده است با آن كه مىدانيم كلمه ى اخوين ( دو برادر ) در لغت عرب صيغه اى است كه كاربرد آن با كاربرد صيغه ى اخوه ( برادران ) همانند نيست . مىگوئيم : راستى را كه اين همانندى هست ، زيرا از خصوصيات زبان عرب جمع كردن ميان دو كلام است به اعتبار نزديكى معنى آن دو - هر چند كه از بعضى لحاظها با هم فرق داشته باشند - پس چون چنين شد و بودن اين روش در زبان ايشان با گزارشهاى بسيار ثابت گرديد و در كلام ايشان امرى معمولى و رايج ديديم كه بگويند عبد اللَّه و عمر را بر سرهايشان ( و نه بر سر آن دو ) زدم و پشتهايشان ( و نه پشت آن دو ) را
هامش
( 1 ) از آنچه بعدا مىنويسيم خواهى دانست كه آن چه در اين باره به پسر عباس نسبت داده شده درست نيست