تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
به درد آوردم و اين را در زبان ايشان بيش از آن شنيديم تا بگويند : پشت آن دو را به درد آوردم . هر چند كه به صورت اخير هم استعمال مىشود و نظير آن قول فرزوق است كه فؤاد ( دل ) را وقتى به كلمهء تثنيه اضافه كرده ، خود آن را نيز به صورت مثنى به كار برده - و نه جمع - و گفته :
بما فى فؤاد ينا من الشوق و الهوى فيبرأ منهاض الفؤاد المشغف
و اين گونه استعمال هر چند غلط نيست - ولى - شيواتر از آن اين است كه كلمهء افئدتنا به كار رود چنان كه در قرآن نيز وقتى كلمهء قلب را مضاف براى يك كلمهء مثنى قرار مىدهد خدا آن را به صورت جمع به كار مىبرد و گويد : ان تتوبا الى اللَّه فقد صغت قلوبكما ( اگر شما دو تن به سوى خدا بازگرديد - شايسته است زيرا - دلهاى هر دوتان منحرف شده است ) پس همان گونه كه شرح دادم هر عضو تكى انسان چون با عضو تكى كسى ديگر ضميمه شد ، و دو چيز متعلق به دو كس گرديد در آن حال استعمال لفظ جمع در منطق عرب فصيحتر و در كلام او رايجتر است و آن گاه دو برادر نيز دو شخصاند كه هر يك از آن دو به غير از ديگرى است و داراى جانى به غير از جان ديگرى و اين است كه معنى آن دو شباهت دارد به اعضاى تكى انسان - كه براى آنها دومى نيست - و از اين لحاظ مانند همان حكمى را كه بر آن اعضاء جارى مىداشتيم در اين جا نيز معمول مىداريم و اخوه ( برادران ) را براى اخوين ( دو برادر ) به همان گونه به كار مىبريم كه پشتها را در معنى دو پشت ، و دهانها را در معنى دو دهان ، و دلها را در معنى دو دل ، و تازه برخى از نحويان گفته‌اند اين كه در آيه آمده : برادران . چون اقل جمع دو تا است . . . تا پايان و نيز حاكم با اسنادى كه آن را صحيح دانسته است در مستدرك 4 / 335 و بيهقى در سنن 6 / 227 آورده است كه زيد بن ثابت ، بودن دو برادر براى ميت را موجب نقصان سهم الارث مادر مىدانست و مىگفت : عربان دو برادر را نيز برادران مىنامند و اين را جصاص هم در احكام القرآن 2 / 99 ياد كرده است .