تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
حكم در آيه را دليل آورده و امير مؤمنان ( ع ) در نكوهش كسى كه آن را نپذيرد و اين كار را انجام دهد تند مىرفت و مىگفت : اگر من قدرتى داشته باشم و ببينم كسى آن كار را كرده مجازاتش خواهم كرد . يا به پرسنده مىگفت : من تو را از اين كار نهى مىكنم و اگر دو خواهر را با هم نگاهدارى ، سزائى ناخوش به تو مىچشانم و اياس بن عامر گفت : على ابن ابيطالب را گفتم : دو خواهر برده نزد من هستند كه با يكىشان آميزش كردم و براى من فرزندانى آورد سپس به ديگرى متمايل شدم اكنون چه كنم ؟ گفت : آن را كه با وى آميخته اى آزاد كن سپس با ديگرى بياميز . سپس گفت : هر حكمى دربارهء حرام شدن زنان آزاد در قرآن رسيده دربارهء حرام شدن زنان برده نيز بايد رعايت كرد مگر آن چه دربارهء تعداد زنان - و به روايتى در بارهء اكتفا به چهار زن - رسيده است و نيز زنانى را كه به حكم قرآن از راه نسب بر تو حرام هستند از راه شير خوردن نيز بر تو حرام مىشوند ( مانند خواهر و مادر رضاعى ) ( 1 ) و اگر در اين مورد جز گفتار امام ( ع ) هيچ دليلى نبود ، همين براى پشتوانهء فتوى كفايت مىكرد زيرا او آشناترين مردم است به مفاهيم كتاب خدا و آبشخورها و راه‌هاى سنت رسول ، او باب دانش پيامبر ( ص ) و همان كسى است كه پيامبر او را به جانشينى خود نهاد تا در كنار قرآن - و همراه با آن - مردم به دامن وى بياويزند و از گمراهى مصون بمانند . ائمهء اهلبيت ( ع ) نيز كه از خاندان على و عترت پيامبر ( ص ) و قرين قرآناند - همراه با پدرشان كه سرورشان است - در اين باره همداستاناند و قول ايشان در هر مورد دليلى استوار است . و از اينها روشن مىشود كه چه بىپايه است آن چه به امير مؤمنان ( ع )
هامش
( 1 ) اين گزارش را جصاص در احكام القرآن 2 / 158 آورده است و بو عمر در استذكار و ابن كثير در تفسير خود 1 / 472 و سيوطى در الدر المنثور 2 / 137 نيز آن را آورده اند