كار را حلال مىدانستند و مىگفتند يك آيه آن را حلال كرده و يك آيه حرام .
و مىنويسد : روايت شده كه عثمان اين كار را جايز ميدانست و روايت شده كه او حرام شدن و حلال شدن آن را نيز ياد كرد و گفت : نه دستور به انجام آن مىدهم و نه از آن نهى مىكنم و اين سخن او مىرساند كه او در آن مردد بوده و فتواى قطعى در حرام و حلال شمردن آن نداشته و مىشود كه در ابتدا قائل به جواز بوده و بعدها ، از انتخاب يك قول خوددارى كرده و على فتواى قطعى در حرمت آن داشته است
و زمخشرى مىنويسد : آوردهاند كه على و عثمان دربارهء نگه داشتن دو خواهر برده مىگويند : يك آيه آن را حلال كرده و يك آيه حرام و على قول به حرام بودن را ترجيح داده و عثمان قول به حلال بودن را .
و رازى مىنويسد : آوردهاند كه عثمان گفت : يك آيه اين كار را حلال كرده و يك آيه حرام و حلال شمردن آن سزاوارتر است .
و ابن عبد البر در كتاب الاستذكار ( 1 ) مىنويسد اين كه قبيصة بن ذؤيب نام على را به كنايه آورده - و نه صريحا - علت اين بوده كه خود با عبد الملك پسر مروان مصاحبت داشته و ياد كردن از على برايشان گران مىآمد .
برگرديد به : السنن الكبرى از بيهقى 7 / 164 ، احكام القرآن از جصاص 2 / 158 ، المحلى از ابن حزم 9 / 522 ، تفسير زمخشرى 1 / 359 ، تفسير قرطبى 5 / 117 ، بدايع الصنايع از ملك العلماء 2 / 264 ، تفسير خازن 1 / 356 ، الدر المنثور 2 / 136 - به نقل از مالك و شافعى و عبد بن حميد و عبد الرزاق و ابن ابى شيبه و ابن ابى حاتم و بيهقى - تفسير شوكانى 1 / 418 - به نقل از حافظان نامبرده -
امينى گويد : دربارهء اين مسأله از دو جهت مىتوان به گفتگو پرداخت :
اول در اين كه نگاه داشتن دو خواهر برده با هم ، چه حكمى دارد . كه
هامش
( 1 ) در بيان حديث موطأ كه در آغاز اين بحث گذشت دربارهء اين سخن قبيصه : مردى را ديدار كرد .