تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
به گفتهء رازى در تفسير خود 3 / 193 : مشهور ميان فقها ، حرام بودن آن است . و به گفتهء ابن كثير در تفسيرش 1 / 472 ، مشهور از قول جمهور و ائمهء اربعه و ديگران نيز همين است هر چند كه برخى از گذشتگان از اظهار عقيدهء قطعى در اين باره خوددارى كرده‌اند . و چنان چه در بدايع الصنايع آمده - 2 / 264 - اين كار به قول عموم صحابه جايز نيست . و به گفتهء قرطبى در تفسير خود 5 / 116 ، 117 : همهء علما جايز نبودن آن را پذيرفته‌اند و هيچ يك از ائمه به فتواى مخالف با آن ( كه قول عثمان است ) اعتنا نكرده‌اند زيرا ايشان با تأويل كتاب خدا خلاف آن را دريافته‌اند و بر ايشان جايز نيست كه تأويل را تحريف نمايند و از ميان صحابه اى كه جايز نبودن را پذيرفته‌اند اينان را بايد نام برد : عمر ، على ، ابن عباس ، عمار ، ابن عمر ، عايشه ، ابن زبير و اينان در پيرامون كتاب خدا صاحب بصيرتاند و مخالفانشان در تأويل آيات به بيراهه افتاده‌اند . و به گفتهء جصاص در احكام القرآن 2 / 158 ، در اين باره ميان گذشتگان اختلافى بود كه بعدها بر طرف شد و اجماع بر اين قرار گرفت كه نگاهداشتن دو خواهر با هم براى خود - برده نيز باشند - حرام است و فقيهان شهرها در اين باره همداستان شدند . و بو عمر در استذكار مىگويد : نظير فتواى عثمان را به گروهى از پيشينيان هم نسبت داده‌اند - از جمله ابن عباس - ولى در اين نسبتها اختلاف است . و هيچ يك از فقهاء - در شام و مغرب و حجاز و عراق و پس و پشت آن دو از شرق و نيز در ديگر شهرها - به آن فتوى اعتنا نكرده است مگر گروهى كه با نفى قياس و پيروى ظواهر ، از ايشان جدا شده‌اند و آن چه را ما بر آن اجتماع نموده‌ايم - با عمل به آن ظاهر - ترك نموده‌اند و تودهء فقها همداستاناند كه : همانطور كه دو خواهر آزاد