از شخص بدست نيايد يا پيش گرفتن سفر دريا و نرسيدن خبرى پس از آن ، يا رسيدن خبرى مبنى بر اين كه كشتيى غرق شده كه او را در آن مىديدند بى آن كه يقين داشته باشند به هنگام غرق او هم در آن بوده ، كه در همهء اين موارد زن نمىتواند عده نگهدارد و هرگز هم نمىتواند شوهر ديگر بكند تا خبر يقين مرگ شوهر به او برسد و آنگاه از روزى كه به مرگ شوهر يقين كرد عده نگه ميدارد و از او ارث مىبرد و هر زنى كه امثال او ارث برند چون عدهء وفات نگهدارد از شوهرى كه در مرك او عده نگهداشته ارث مىبرد و اگر مرد در حالى زن را طلاق دهد كه غيبت خودش پوشيده باشد - در هر كدام از صورتهائى كه گفتيم فرق ندارد - يا اين كه به ايلا و ظهار بپردازد يا به او نسبت زنا دهد در همهء اين موارد آن چه بر شوهر حاضر لازم است بر او نيز لازم است و چون حكم اين موضوع به اين گونه باشد روا نيست كه همسر مردى كه به راستى احكام زن وى بر او بار مىشود جز براى طلاق يا مرگ شوهر عدهء نگهدارد همان گونه كه اگر گمان كند شوهر طلاقش داده يا مرده نمىتواند عدهء طلاق نگهدارد تا وقتى كه طلاق او مسلم شود و نيز در موردى كه زن به دستور حاكم ساليان دراز صبر كند و آنگاه عده نگهدارد و دوباره شوهر كند و آن گاه شوهر نخست او را طلاق دهد احكام طلاق بر او جارى مىشود و به همين گونه است اگر شوهر با او ايلاء يا ظهار كند يا نسبت زنا بوى دهد كه در اين موارد نيز احكام شوهر بر او جارى است و نيز اگر زن بدستور حاكم 4 سال صبر كند سپس عده نگهدارد و پس از گذراندن 4 ماه و ده روز شوهر كند و با هم بياميزند - يا شوهر كند و با هم نياميزند يا اصلا شوهر نكند و شوهر اول كه گمشده بود او را طلاق دهد در همهء اين احوال احكام طلاق بر زن جارى مىشود زيرا او شوهرش بوده و نيز اگر با او ظهار يا ايلاء كند يا نسبت زنا به وى دهد احكام ايلاء كننده بر مرد جارى است جز اين كه حق آميزش با وى را ندارد - به خاطر شبهه اى كه همان نكاح زنش با ديگرى باشد - و به او گفته نمىشود كفارهء ايلاء بده و بسراغ زنت برو تا آن گاه كه زن - اگر با شوهر دوم آميخته - عده نگهدارد و چون عده اش سر رسيد از روز تمام شدن عده يعنى از همان هنگام كه
الغدير ( فارسي ) — صفحة 334
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٣٤