تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
دانست كه - بر بنياد گزارشهاى خودشان در روشنگرى آيه اى ديگر - آن هنگام در دل خاك خفته و روزگارى دراز پيش از فرود آمدن آيهء بالا در گذشته بود ؟ 5 - يك فرازى را كه به تنهائى دستاويز گرديده ، همراه با فرازهاى پيشتر و دنبالهء آن بنگريم تا از روى هم رفتهء آنها چه به دست آيد : « و برخى از آنان كسانىاند كه به گفتار تو گوش مىدهند و ما بر دلهاشان سرپوشها نهاده‌ايم كه آن را در نمىيابند و در گوشهاشان سنگينىاى است هر نشانه اى كه ببينند به آن نمىگروند و چون پيش تو آيند با تو بگو مگو مىكنند . كسانى كه كافر شده‌اند مىگويند اين سخنان به جز افسانه‌هاى پيشينيان چيزى نيست ، و مردم را از ( گوش دادن به ) او باز مىدارند و خود نيز از او دورى مىكنند و بى آن كه بدانند جز خويشتن را در پرتگاه نيستى نمىافكنند . » و اين گونه پرداخت سخن چنان كه مىبينى به روشنى مىرساند كه گفتار دربارهء بت پرستانى است كه به نزد پيامبر مىآمدند و با او بگو مگو مىكردند و نامهء روشنگر او را به دروغ از افسانه‌هاى پيشينيان مىشمردند ، و هم اينانند كه ديگران را از او و از گوش فرا دادن به نامهء بزرگوارش باز مىداشتند و از وى كناره گيرى و دورى مىنمودند و آن گاه اين ويژگىها كجا با ابو طالب جور در مىآيد كه از آغاز تا پايان زندگىاش چنين رفتارى نداشت و هرگاه نيز به نزد پيامبر مىآمد براى پاسدارى و نگهبانى از او بود آن هم با سخنانى از اين گونه : « به خدا سوگند كه دست ايشان با همهء گروهشان هرگز به تو نخواهد رسيد تا آن گاه كه من به بستر خاك سپرده شوم » و هرگاه نيز از او ياد مىكرد - با سخنانى به اين گونه - برانگيختگى او را يادآور مىشد : « آيا نمىدانيد كه ما محمد را پيامبرى همچون موسى يافته ايم