كه در نامههاى نخستين نوشته شده است ؟ »
و هرگاه نيز از نامهء آسمانى او ياد مىكرد آواز به چنين سخنانى بر مىداشت :
« يا بگرويد به نامه اى شگفت
كه بر پيامبرى همچون موسى يا يونس فرود آمده است . »
آرى همهء روشنگران قرآن نيز ، اين گونه نقطه ضعفها را كه در فرود آوردن آيهء بالا ( ! ) دربارهء ابو طالب هست دريافته و با پيش چشم داشتن آنها ارزش چندانى براى اين برداشت ننهادهاند تا آن جا كه برخىشان آن را با نشانى « و گفته شده » ياد كردهاند و ديگران برداشتهاى ناساز با آن را روشنتر دانسته و كسانى چند نيز روشنگرىهاى ناهماهنگ با آن را به بنيادهاى استوار ، ماننده تر شناختهاند و اين هم نمونه اى از گفته هاشان :
طبرى در تفسير خود 7 / 109 مىنويسد : « اين فراز دربارهء بت پرستانى است كه نشانههاى توانائى خداوند را دروغ شمرده مردم را از پيروى محمد و پذيرفتن راه او ( ص ) باز مىداشتند و از او دورى و كناره گيرى مىنمودند . » آن گاه اين برداشت خود را با همان گزارشهائى استوار مىنمايد كه از زبان ابن حنفيه و ابن عباس و سدى و قتاده و ابو معاذ آورديم . سپس برداشت ديگرى مىآرد كه بر بنياد آن ، اين فراز دربارهء كسانى است كه از شنيدن قرآن و به كار بستن آن چه در آن است مردم را باز مىدارند . و از ميان كسانى كه برداشتى به اين گونه داشتهاند قتاده و مجاهد و ابن زيد را نام مىبرد - كه اين برداشت هم بر مىگردد به همان برداشت نخستين - سپس گفتار كسانى را كه مىگويند اين فراز دربارهء ابو طالب فرود آمده ياد مىكند و گزارش حبيب بن ابى ثابت را از زبان ديگرى كه او از ابن عباس آن را شنيده بازگو مىكند و در دنبالهء آن - در ص 110 - مىنويسد : برترين اين برداشتها براى روشنگرى اين فراز ، برداشت كسانى است كه مىگويند : گوشهء سخن به كسانى است كه مردم ديگر را
الغدير ( فارسي ) — صفحة 8
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٨