تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
2 - خداى برتر از پندار در دنبالهء فراز بالا نيز مىگويد : و جز خويشتن را به پرتگاه نيستى نمىافكنند كه اين جا نيز گوشهء سخن با همان كسان است كه پيشتر يادشان رفت و شايسته نيست بگوئيم اين گوشهء سخن به كسى است كه مردم را از آزار او باز مىداشته زيرا اين كار به خودى خود نيكو است و انگيزهء افتادن به پرتگاه نيست . و اگر گفته شود اين فراز « جز خود را به پرتگاه نيستى نمىافكنند » بر مىگردد به فراز پيش از آن : « از او دورى مىگزينند » نه به فراز پيشترش « مردم را از او باز مىدارند » كه بر بنياد آن مىخواهد بگويد : ايشان - با پيش گرفتن راهى جدا از كيش او و رها كردن سازش با او - از او دورى مىگزينند و اين نيز نكوهش است پس نبايد با نگاه به فراز پيشترش كه نكوهش نيست برداشت نخستين را برتر بشماريد . در پاسخ مىگوئيم آن چه از نماى گفتار « جز خود را به پرتگاه نمىافكنند » بر مىآيد اين است كه گفتار ياد شده به همهء فرازهاى پيش از خود بر مىگردد نه به يك فراز تنها ، زيرا مانند آن است كه كسى بگويد : « فلانى از فلان چيز دورى مىنمايد و از آن روى بر مىتابد و با اين كار جز به خود زيان نمىزند » كه اين زيان بايد كيفرى براى هر دو كار وى شمرده شود نه يكى از دو كار وى به تنهائى . پايان ابن كثير نيز در تفسير خود 2 / 127 برداشت نخستين را به گزارش از ابن حنفيه و قتاده و مجاهد و ضحاك و كسانى جز ايشان آورده و مىنويسد : اين برداشت روشنتر است - و خدا بهتر مىداند - و ابن جرير نيز همان را برگزيده . نسفى نيز در تفسير خود كه در كنارهء تفسير خازن چاپ شده ( 2 / 10 ) برداشت نخست را ياد كرده سپس مىنويسد : و گفته شده كه گوشهء سخن به ابو طالب است با اين همه ، برداشت نخستين به سخنان استوار ماننده تر است . و نيز زمخشرى در كشاف 1 / 448 و شوكانى در تفسير خود 2 / 103 و ديگران برداشت نخستين را ياد كرده و برداشت دوم را نيز با داغ « و گفته شده »