تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
به بت پرستانى بوده كه مردم را از پيروى برانگيختهء خدا يا قرآن باز مىداشته‌اند و با دورى گزيدن و ستيزه كردن با وى از او كناره مىگرفتند . و تو نيك مىدانى كه اين گونه رفتار بسى ناسازگار است با آن چه از شيوهء ابو طالب - سرور مكيان - آشكار گرديده كه پيامبر را پناه داد و يارى كرد و از او پاسدارى نمود و تا باز پسين دم مردم را به پيروى او خواند . 4 - از پرداخت اين آيهء ارجمند ، چنين بر مىآيد كه خداى برتر از پندار با فرستادن آن مىخواهد كسانى از زندگان را نكوهش كند كه مردم را از پيروى پيامبرش باز مىدارند و خود نيز از او دورى مىجويند و اين همان شيوهء زشت ايشان است كه به آن گونه آشكارا با برانگيختهء خدا ( ص ) دشمنى مىنموده‌اند و چنان كه از گزارش قرطبى كه آورديم به روشنى بر مىآيد در هنگام فرود آمدن اين فراز نيز ايشان همان شيوه را داشته‌اند و آنگاه پيامبر ( ص ) ابو طالب را به فرود آمدن آيه آگاه كرده است . از يك سوى نيز بخارى و مسلم - بر بنياد گزارشى كه بيايد - پنداشته‌اند كه اين سخن از خداى برتر از پندار : « تو نمىتوانى هر كه را دوست مىدارى راه بنمائى و خدا است كه هر كه را خواهد راه مىنمايد . سورهء قصص » دربارهء ابو طالب و پس از درگذشت او فرود آمده و بر اين بنياد اگر بگوئيم آيهء « مردم را از او باز مىدارند و خود نيز از او دورى مىگزينند » كه دربارهء كسانى از زندگان فرود آمده دربارهء ابو طالب است ، سخنى بىسرانجام بر زبان رانده‌ايم زيرا چنانچه در « الاتقان 1 / 17 » مىخوانيم سورهء انعام كه آيهء ياد شده نيز در آن است پس از سورهء قصص و پنج سورهء ديگرى كه بدنبال قصص فرود آمده بود فرود آمده - آن هم به گونه اى يك جا ( 1 ) - پس چگونه مىتوان آن را دربارهء ابو طالب
هامش
( 1 ) با پشتگرمى به گزارش ابو عبيد و ابن منذر و طبرانى و ابن مردويه و نحاس - همگى از زبان ابن عباس - و به گزارش طبرانى و ابن مردويه - هر دو از زبان عبد اللَّه پسر عمر - بنگريد به تفسير قرطبى 6 / 382 ، 383 ، تفسير ابن كثير 2 / 122 ، الدر المنثور 3 / 2 ، تفسير شوكانى 3 / 91 و 92