بخارى و مسلم و بقيهء جماعت ، شايستهء پشتگرمى دانسته و ابن معين گويد :
وى حجت و مورد اطمينان است و قطان و ابو حاتم و جز آن دو وى را مورد اطمينان شمردهاند اما از ابن ابى يحيى چيزى در كتابهاى پنجگانه نرسيده و گروهى از حافظان - همچون ابن حنبل و ابن معين و ديگران - وى را دروغگو شمردهاند و بشر بن مفضل گفته دربارهء او از فقهاى مدينه تحقيق كردم و همهء ايشان گفتند وى دروغساز است - يا پاسخى نظير آن - و مالك را پرسيدند آيا وى ( در روايت حديث ) مورد اطمينان بود ؟ گفت نه ، در دينش هم مورد اطمينان نبود .
و ابن حنبل گفته : وى قدرى و معتزلى و جهمى بوده و هر عيبى را در او مىتوان يافت و بيهقى در التيمم و النكاح مىنويسد در عادل بودن او سخن به اختلاف گفتهاند . و با همهء اينها چگونه مىتوان او را برتر از دراوردى شمرد ؟
و گويد : تازه اگر او و آن كه را با اوست برتر از وى شمريم باز هم آن حديث خود به خود عيبناك است - براى بودن عمرو پسر ابو عمرو در سند آن و با آشفتگى او در اين حديث كه دربارهء او سخنها نيز رفته ، ابن معين و بو داود گويند :
او نيرومند نيست و يحيى مىافزايد : مالك او را ضعيف مىشمرد و سعدى گفته :
حديث وى آشفته است .
و گويد : دربارهء مطلب نيز ابن سعد مىگويد : حديث وى شايستهء دليل شدن نيست زيرا او احاديث بسيارى از پيامبر ( ص ) نقل مىكرد كه نمىگفت از كه شنيده است و تودهء ياران او نيز عيبهاى حديثهاشان را پنهان مىدارند و تازه از راه ديگر هم سند حديث گسيخته است زيرا ترمذى گويد : مطلب شخصا از جابر حديث نشنيده و بنابراين روشن مىشود كه سند اين حديث چهار عيب دارد يكى در مورد مطلب ، دوم از لحاظ اين كه اگر هم مطلب را قابل اطمينان بدانيم باز او شخصا حديثى از جابر نشنيده پس سند حديث گسيختگى دارد . سوم در
الغدير ( فارسي ) — صفحة 319
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣١٩