تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
حال احرام بودند گفت : بخوريد . ( 1 ) اين حديث نمىتواند مقصود مدعيان را برساند زيرا داستان آن به گونه اى كه از صريح الفاظش بر مىآيد - در سال ششم هجرت - سال حديبيه - روى داده و آن گاه بسيارى از احكام حج - از آن جمله تعيين جاىهاى احرام بستن حجاج - در سال دهم هجرت - حجة الوداع - تشريع شده و از همين روى نيز بوقتاده در آن هنگام احرام نبسته و در اين كار با پيامبر و ياران او همراهى ننمود . ابن حجر در فتح البارى مىنويسد 4 / 19 : « گفته‌اند اين داستان پيش از آن روى داده كه پيامبر جاىهاى احرام بستن حجاج را تعيين كند » و سندى در شرح سنن نسائى 5 / 185 آن جا كه حديث ابو قتاده ذكر مىشود گويد از عبارت « سال حديبيه » كه در حديث آمده آشكارا بر مىآيد كه احرام نبستن او و گذشتن وى بدون احرام از جائى كه بايد با احرام بود ، پيش از وضع مقرراتى بوده است كه جاىهاى احرام بستن حجاج را معين مىكند زيرا به گونه اى كه از احمد روايت شده وضع اين مقررات در حجة الوداع بوده است . احكام شكار هم در همين سال و در سورهء مائده نازل شده كه آن نيز آخرين سورهء نازل شده از قرآن است و روايت شده كه پيامبر ( ص ) آن را در حجة الوداع خواند و گفت : « اى مردم ! سورهء مائده آخرين وحى است كه نازل شده حلال آن را حلال بشماريد و حرام آن را حرام » و مانند اين حديث نيز موقوفا از عايشه نقل شده كه حاكم آن را صحيح شمرده و ابن كثير به آن اعتراف كرده و بوعبيد نيز از طريق ضمرة بن حبيب و عطية بن قيس ، مرفوعا آن را آورده است ( 2 ) پس شگفتى ندارد كه چندى از موضوعات مربوط به حج ، حكم آنها در سال حديبيه هنوز وضع نشده و بعدها مقرر گردد و يكى از آنها
هامش
( 1 ) صحيح بخارى 3 / 163 ، صحيح مسلم 1 / 450 ، سنن نسائى 5 / 185 ، سنن ابن ماجه 2 / 363 ، سنن بيهقى 5 / 188 ( 2 ) مستدرك حاكم 2 / 311 ، تفسير قرطبى 6 / 31 ، تفسير زمخشرى 1 / 403 ، تفسير ابن كثير 2 / 2 ، تفسير خازن 2 / 448 ، تفسير شوكانى 2 / 1