گمان نمىكنم بيهقى تا اين اندازهها بىسواد بوده ! و راستى اين كه علاقهء او به تبرئه كردن خليفه - در آن نظريهء مخالف با قرآن و سنت پيامبر - وى را بر آن داشته كه حديث ضعيف را صحيح بشمارد و براى جمع ميان آن و حديث صحيحى كه قبلا گذشت به تفسيرى پردازد كه صريح لفظ ، آن را نمىپذيرد . و در تعقيب همان هدف بيهقى است كه بخارى چون آن حديث صحيح مورد اتفاق را در جلد سوم صحيح خود ص 165 مىآورد كلمات : پا ، سرين ، بازو ، يك نيمه ، گوشت را كه به صورت مضاف در عبارات مختلف حديث آمده انداخته است ! و جصاص نيز در احكام القرآن 2 / 586 راه او را دنبال كرده كه خدا زنده بدارد درستكارى را !
و ابن تركمانى در شرح بر سنن كبرى در دنبالهء نظريهء بيهقى دربارهء آن حديثى كه آورده مىنويسد : مىگويم : در سند اين حديث يحيى بن سليمان جعفى است كه آن را از ابن وهب روايت كرده و او نيز - به گونه اى كه يحيى بن ايوب مرا آگاه ساخت - همان غافقى مصرى است و دربارهء يحيى بن سليمان ، ذهبى در الميزان و الكاشف مىنويسد : به گفتهء نسائى او مورد اطمينان نيست و به گفتهء ابن حبان : وى چه بسا احاديث غريب روايت مىكند و دربارهء غافقى نيز نسائى گويد : او آن قوى نيست و ابو حاتم گفته : به سخن وى استدلال نشايد . و احمد گفته : وى حافظه اى بد داشته و بسيار خطا مىكرده و مالك در مورد دو حديث ، سخن وى را دروغ شمرده ، بنابر اين نبايستى به تأويل اين حديث پرداخت چرا كه سندش چنان است و با حديث صحيح نيز مخالف است و اين كه بيهقى گويد : شكار زنده را رد كرده و گوشت شكار را پذيرفته مردود است زيرا در حديث صحيح مىخوانيم كه پيامبر ( ص ) آن را رد كرده است پايان
4 - عبد اللَّه بن حرث از ابن عباس و او از على نقل كرده كه پيامبر ( ص ) در حال احرام بود كه گوشت شكار برايش آوردند و آن را نخورد .
مسند احمد 1 / 105 ، سنن ابن ماجه 2 / 263
الغدير ( فارسي ) — صفحة 315
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣١٥