بود كه نيم گورخرى برايش هديه آوردند و آن را رد كرد و به عبارت احمد :
پيامبر ( ص ) در حال احرام بود كه صعب بن جثامه سرين گورخرى را به او هديه كرد و پيامبر ( ص ) همان گونه كه از آن خون مىچكيد آن را رد كرد .
و به عبارتى كه طاوس در حديث خود آورده : يك بازو از گوشت شكارى را به او هديه كرد و . . .
و به عبارت مقسم : گوشت گورخرى را . . .
و به عبارتى كه عطاء در حديث خود آورده : شكارى به او هديه شد و آن را نپذيرفت و گفت ما در حال احرام هستيم
و به عبارت نسائى : پيامبر ( ص ) در حال احرام بود كه در قديد ، صعب بن جثامه پاى يك گورخرى كه از آن خون مىچكيد به او هديه كرد و او آن را به وى رد كرد
و به عبارت ابن حزم : پاى گورخرى به پيامبر ( ص ) هديه شد و او آن را رد كرد و گفت : ما در حال احرام هستيم و شكار نمىخوريم و به عبارتى : اگر نه اين بود كه در حال احرام هستيم البته اين را از تو مىپذيرفتيم
برگرديد به : صحيح مسلم 1 / 449 ، مسند احمد 1 / 290 و 338 و 341 ، مسند طيالسى ص 171 ، سنن نسائى 5 / 185 ، سنن بيهقى 5 / 193 ، المحلى از ابن حزم 7 / 249 كه مىنويسد : اين حديث را از طرقى كه همهء آنها صحيح است روايت كردهايم ، احكام القرآن از جصاص 2 / 586 ، تفسير قرطبى 6 / 322
شايان توجه : در برابر حديث بالا - كه همه صحت آن را پذيرفتهاند - بيهقى در السنن الكبرى 5 / 193 از طريق عمرو بن اميه ضمرى آورده است كه « صعب بن جثامه در جحفه سرين گورخرى براى پيامبر هديه آورد و او از آن بخورد و قوم نيز از آن بخوردند . » و سپس مىگويد : اين اسنادى درست است و اگر محفوظ بوده باشد ممكن است كه پيامبر شكار زنده را رد كرده و گوشت شكار را پذيرفته باشد و خدا داناتر است پايان
الغدير ( فارسي ) — صفحة 314
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣١٤