تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
1 - ابن عباس گفت : اى زيد بن ارقم مىدانى كه بازوى صيدى را به پيامبر هديه كردند و او آن را نپذيرفت و گفت ما در حال احرام هستيم ؟ گفت آرى . و به عبارتى : زيد بن ارقم بيامد و ابن عباس از او ياد آورى مسأله را خواست و گفت : چگونه به من خبر دادى كه گوشت شكار را به پيامبر ( ص ) هديه كردند با آن كه حرام است ؟ گفت : آرى مردى يك عضو از گوشت شكارى را به او هديه كرد و او نپذيرفت و گفت : ما نمىخوريم ما در حال احرام هستيم و به عبارت مسلم : زيد بن ارقم بيامد و ابن عباس نزد او شد و دربارهء گوشت شكار از او فتوى خواست و او گفت : پيامبر در حال احرام بود كه گوشت شكارى براى او آوردند و او آن را رد كرد برگرديد به صحيح مسلم 1 / 450 ، سنن بوداود 1 / 291 ، سنن نسائى 5 / 184 ، سنن بيهقى 5 / 194 ، المحلى از ابن حزم 7 / 250 كه مىگويد اين حديث را از طرقى روايت كرديم كه همه اش صحيح است . 2 - صعب پسر جثامه گفت : من در ابواء با ودان ( 1 ) بودم كه پيامبر بر من بگذشت و گوشت گور خرى براى او هديه بردم و آن را رد كرد و چون از چهرهء من دريافت كه خوشم نيامده گفت : « رد كردن اين ، براى بودنش از سوى تو نيست ولى ما در حال احرام هستيم » و به عبارتى : گوشت گورخرى براى پيامبر آوردند و او آن را رد كرد و گفت ما در حال احرام هستيم و شكار نمىخوريم برگرديد به صحيح مسلم 1 / 449 ، مسند احمد 4 / 37 ، سنن دارمى 2 / 39 ، سنن ابن ماجه 2 / 262 ، سنن نسائى 5 / 184 ، سنن بيهقى 5 / 192 - از چند طريق - احكام القرآن از جصاص 2 / 586 ، تفسير طبرى 7 / 48 ، تيسير الوصول 1 / 272 3 - سعيد پسر جبير آورده است كه ابن عباس گفت پيغمبر در حال احرام
هامش
( 1 ) ودان - با فتح و او - دهكده اى است ميان مكه و مدينه و نزديك جحفه و از آن جا تا ابواء - هشت ميل است و صعب بن جثامه از آن جا است . معجم البلدان