تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
بر من درآيند ( 1 ) و نيز : على با قرآن است و قرآن با او از يكديگر جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من درآيند ( 2 ) و چرا كه او دروازهء شهر علم پيامبر است و وارث علم و ظرف علم او و استادترين پيروانش در كار داورى ( 3 ) و گرنه على ( ع ) بسيار پاكتر از آن بود كه از سر هواپرستى يا به خاطر دشمنى با اين و آن راه ناسازگارى پيش گيرد زيرا اين شيوه‌ها از گناهان پليدى است كه خداوند در آيهء تطهير از او ( ع ) دور شمرده و تازه هر دانشورى در برابر دانش او سر فرود مىآورد و هيچ چون و چرائى در اين نبود كه او آگاه ترين مردم است به سنت پيامبر و از همين روى بود كه چون عمر ، عبد اللَّه بن جعفر را از پوشيدن جامهء رنگ شده در حال احرام نهى كرد امام ( ع ) با اين سخن ، دهان وى را بست كه : گمان نمىكنم كسى بتواند سنت پيامبر را به ما بياموزد ( 4 ) و عمر خاموش شد زيرا چاره اى جز تسليم در برابر سخن او نيافت و اگر كسى جز على ( ع ) در برابرش بود البته تازيانه را برايش بلند مىكرد . و از همين روى نيز بود كه عمر در هر كار دشوارى روى به او مىآورد و چون آن را برايش حل مىكرد مىگفت : اگر على نبود عمر هلاك مىشد ( 5 ) - يا مانند اين سخن - و به همين زودى از زبان خود عثمان هم خواهى شنيد كه : اگر على نبود عثمان هلاك مىشد . پس نظريهء امام پاك است كه بايد پيروى شود زيرا قرآن ، آن را تأييد كرده و خداوند مىگويد : « تا هنگامى كه در حال احرام باشيد شكار زمين بر شما حرام است » چنان چه خود على ( ع ) نيز در برابر عثمان به همين آيه استدلال كرد و با عام بودن حكم آن - به گونه اى كه ابن حزم در المحلى 7 / 249 به نقل از گروهى گزارش كرده - آشكار مىشود كه آن چه صيد شده ، تملك آن و
هامش
( 1 ) برگرديد به آن چه در ج 3 ص 155 تا 158 چاپ اول و 176 تا 180 چاپ دوم گذشت ( 2 ) برگرديد به آن چه در ج 3 ص 158 چاپ اول و 180 چاپ دوم آورديم ( 3 ) برگرديد به آن چه در ج 6 ص 54 تا 73 چاپ اول و 61 تا 81 چاپ دوم مفصلا آورديم ( 4 ) كتاب الام از شافعى 2 / 126 ، المحلى از ابن حزم 7 / 260 ( 5 ) برگرديد به آن چه در جلد ششم از همين كتاب ما به عنوان « آثار نادر در علم عمر » گذشت
الغدير ( فارسي ) — صفحة 311 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)