نيست عثمان گفت براى ما توضيح بده على اين آيت خواند : اى كسانى كه ايمان آوردهايد در حال احرام شكار را نكشيد عثمان گفت مگر ما آن را كشتهايم ؟ ، در پاسخ وى اين آيت خواند : بر شما شكار دريائى و طعام آن حلال گرديد تا شما و كاروانان به آن بهره مند شويد ولى شكار بيابانى تا زمانى كه در حال احرام هستيد بر شما حرام است .
- و به گونه اى كه ابن حزم از طريق بسر بن سعيد ياد كرده - سعيد بن منصور آورده است كه عثمان در دو سال از خلافتش چون در حال احرام بود در منازل ميان راه ، جانوران وحشى را برايش شكار كرده و سر مىبريدند و او آن را مىخورد سپس زبير در اين باره با او به سخن پرداخت و او گفت : نمىدانم اين چيست ، اين براى ما و به خاطر ما صيد نمىشود و بد نيست آن را ترك كنيم ، پس آن را ترك كرد .
امينى گويد : اين داستان نشان دهندهء آن است كه دانش خليفه از رسيدن به كنه اين مسأله تا چه اندازه ناتوان بوده يا چقدر خوش مىداشته از فرمايش خليفهء دوم پيروى كند كه دستور مىداد كسانى كه در حال احرام هستند گوشت شكار را بخورند و فتوى دهندگان را از ناسازگارى نمودن با اين دستور پرهيز مىداد و ايشان را تهديد مىكرد كه در صورت سرپيچى از فرمان وى سر و كارشان با تازيانه خواهد بود كه اگر خدا خواهد تفصيل آن حكايت را هم خواهيم آورد جز اينكه وقتى امير مؤمنان ( ع ) با استناد به حكم قرآن و سنت - دهان عثمان را بست او هيچ راه گريزى نيافت مگر اين كه به چادر خويش درآمده و به اين بسنده كند كه : راستى تو با ما خيلى ناسازگارى مىنمائى ! و اين سخن مىرساند كه ميان امير مؤمنان ( ع ) و ميان خليفه ، ناسازگارى بسيار بوده و آن گاه روشن است كه هرگاه ميان على ( ع ) و كسى ديگر - هر كه خواهد باشد - اختلافى باشد حق با على ( ع ) است و بس ، چرا كه مطابق گفتهء پيامبر : على با حق است و حق با على و آن دو از يكديگر جدا نشوند تا در روز قيامت كنار حوض كوثر
الغدير ( فارسي ) — صفحة 310
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣١٠