آن كه همهء اين خونها ريختن آن نارواست .
آن كه از بوحنيفه پشتيبانى مىنمود گفت : در اين باره از گزارشى كه به جا مانده پيروى مىكنيم . گفتيم : آيا اين گزارش را با نامهء خدا ناسازگار مىبينى ؟ گفت نه گفتيم پس بر اين بنياد ، نامهء خدا جز به آن گونه است كه تو مىنمائى و به پندار خود پرده از نهفتههاى آن بر مىدارى . پس چرا با اين شيوه ميان دستورهاى خداى گرامى و بزرگ جدائى مىنهى ؟ يكى از كسانى كه آن جا بود گفت : اين را رها كن كه همهء آن چه گذشت دهان وى را مىبندد .
گفت : و فراز ديگر آن جا است كه خداى بزرگ و گرامى مىگويد :
هر كس به ستم كشته شد به سرپرست او توانائى داديم ، پس در كشتار از مرز خود بيرون نشود . ( 1 ) و اين نشان مىدهد كه هر كس به ستم كشته شد سرپرست او مىتواند كشنده اش را بكشد به او گفته شد : باز همان سخن به روى تو بر مىگردد كه چون پسر به دست پدرش و برده به دست خداوندش و زنهار يافته به دست مسلمان ، كشته شود چه بايد كرد ؟
گفت : من در برابر همهء اينها گريز گاهى دارم . گفتم گريز گاهت را نشان بده گفت : راستى اين كه خداى برتر از پندار و بزرگ چون كار خونخواهى را به دست سرپرست سپرده پس پدر سرپرست است و او را نمىرسد كه خويشتن را بكشد گفتيم : آيا اگر گرفتيم كه مقتول ، خود پسرى بزرگسال داشته باشد آيا پدر را از سرپرستى او بر كنار مىبينى و مىگذارى كه نوه اش ، او را بكشد . گفت چنين كارى نمىكنم گفتم آيا با دست زدن به كشتن وى ، از سرپرستى بر كنارش نمىكنى ؟ گفت نه گفتم چه مىگوئى دربارهء عمو زادهء مردى كه او را كشته و بازماندهء او است و اگر وى را نمىكشت مرده ريگش به او مىرسيد و عمو زادهء ديگرى هم دارد كه پيوندش با او دور تر است . آيا مىگذارى كه دور تر نزديكتر را بكشد گفت آرى . گفتم چگونه ؟ با آن كه كشنده باز ماندهء نزديك كشته است ؟
هامش
( 1 ) سورهء اسراء آيهء 33