آمده عام است .
امينى گويد : مقصود وى از فراز مائده همان است كه خداى برتر از پندار گويد : و بر ايشان در تورات نوشتيم كه جان در برابر جان و چشم در برابر چشم و بينى در برابر بينى و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان و زخم زدنها را سزائى مانند خود آن بايد داد . آيهء 45 . و آن گاه در برابر سخنان يك پهلو و روشنى كه - بودن آن از پيامبر - درست و آشكار شناخته شده ، كسى كه به اجتهاد پرداخته ، اين اندازه ندانسته كه عام بودن آيه از تخصيص آن - به يارى دست افزارهاى ديگر - جلوگيرى نمىنمايد چنان چه خود او از ديدگاههاى گوناگون براى آن مخصص آورده و در پاسخ دست آويز سست وى بسيارى از آئين شناسان به گفتگو پرداختهاند و پيشاپيش ايشان امام شافعى در كتاب الام 7 / 295 گفتگوئى را كه ميان او و يكى از ياران بوحنيفه رفته است آورده : گوئيم : ما نمىخواهيم با پشتوانه اى مايه دارتر از سخن خودت كه مىگوئى اين آيه عام است با تو گفتگو كنيم زيرا تو مىپندارى كه آن ، هم پنج دستور جدا جدا را در بردارد و هم يك دستور ششمى كه همه را در بر مىگيرد .
و بدين گونه با همهء چهار دستورى كه پس از دستور نخستين بود ناسازگارى نمودى و دستور پنجم و ششم جمع آن در دو جا است : در آزاد كه بنده اى را بكشد و مرد كه زنى را بكشد پس گمان بردى كه نه چشم و گوش و بينى مرد را در برابر چشم و گوش و بينى زن مىتوان بريد و نه چشم و گوش و بينى آزاد را در برابر چشم و گوش و بينى برده ، نه هيچ زخمى را كه مرد به زن زده مىتوان به خود او زد و نه هيچ زخمى را كه آزاد به برده زده . راستى كه نخست به چيزى آغاز كردى و پنداشتى كه آن را دست افزار گردانيده اى و سپس در يك جا با آن ناسازگارى نمودى و در يك جا هماهنگى ؟ و پنداشتى كه مرد چون بنده اش را بكشد به خون او كشته نمىشود و فرزند خود را هم كه بكشد به خون او كشته نمىشود و چون كسى را كه زينهار گرفته ، بكشد به خون او كشته نمىشود با
الغدير ( فارسي ) — صفحة 278
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٧٨