122 و ابو داود در سنن خود 2 / 249 و نسائى در سنن خود 8 / 24 و بيهقى در السنن الكبرى 8 / 29 و 194 و جصاص در احكام القرآن 1 / 65 و ابن حازم در الاعتبار ص 189 آوردهاند چنان كه شوكانى نيز در نيل الاوطار 7 / 152 آن را ياد كرده و مىنويسد :
اين نشان مىدهد كه مسلمان را براى كشتن نامسلمان نبايد كشت ، در درستى اين دستور دربارهء نامسلمانى كه سر جنگ با ما دارد - به گزارش البحر - كسى چون و چرا نكرده و دربارهء نامسلمانى هم كه در پناه كشور اسلامند نيز توده برآناند كه برنامه همين است چون نام نامسلمان بر ايشان راست مىآيد . و شعبى و نخعى و بوحنيفه و ياران وى بر آن رفتهاند كه مسلمان را براى كشتن نامسلمانى كه در پناه مسلمانان است مىتوان كشت . سپس دربارهء پشتوانههاى سخن ايشان به گستردگى سخن مىراند و با نيكوترين شيوه در روشنگرى ، ناسره بودن آنها را باز مىنمايد كه به همان جا بنگريد .
3 - عايشه گفت : در دستهء شمشير برانگيختهء خدا ( ص ) دو نوشته يافت شد و در يكى از آن دو : هيچ مسلمانى را در برابر نامسلمان نبايد كشت و هيچ كسى را براى كشتن امان دادهء خود نبايد كشت .
گزارش بالا را ابو عاصم در الديات ص 27 و بيهقى در السنن الكبرى 8 / 30 آوردهاند .
4 - معقل پسر يسار آورده است كه پيامبر گفت : نه كسى از مؤمنان را در برابر نامسلمانان شايد كشت و نه كسى را براى كشتن امان دادهء خود . مسلمانان يك دست هستند در برابر ديگران و خونهاشان با يكديگر برابرى مىنمايد .
گزارش بالا را هم ، بيهقى در سنن كبراى خود 8 / 30 آورده است .
5 - پسر عباس آورده است كه پيامبر گفت : نه هيچ مسلمانى را براى كشتن نامسلمان توان كشت و نه هيچ كس را براى كشتن امان دادهء خويش .
گزارش بالا را ابن ماجه در سنن خود 2 / 245 آورده است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 281
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٨١