از دانش هست كه نزد مردم نباشد ؟ گفت : نه به خدا سوگند نزد ما هيچ نيست مگر همان چه نزد مردم است جز آن كه خداوند مردى را دريافتى از قرآن يا از آن چه در اين نامه است روزى كند كه از زبان برانگيختهء خدا ( ص ) آئينهاى خونبها گرفتن در آن آمده است و اين كه مسلمان را در برابر نامسلمان نبايد كشت .
و به گزارش شافعى : كسى از مؤمنان را در برابر نامسلمان نبايد كشت سپس خود گويد : كسى از گروندگان را - بنده باشد يا آزاد يا زن - به هيچ روى و هرگز در برابر نامسلمان نبايد كشت و هر كس كه كلمهء ايمان را بازگو كند هر چند از تازيان نباشد يا گنگ باشد و خرد خود را به كار اندازد و با نشان دادن ، گرويدن خود را بنمايد و نماز بگزارد و نامسلمانى را بكشد پس نبايد او را كشت و خونبهاى او بر گردن وى است كه از دارائىاش بپردازد خواه بسيارى از نامسلمانان را كشته باشد خواه شمارهء كمى . و خواه نامسلمانى را براى گرفتن دارائىاى از وى كشته باشد يا به انگيزه اى جز گرفتن دارائى . و خدا داناتر است كه روا نيست هيچ يك از مؤمنان را هيچ گاه در برابر هيچ نامسلمانى - بكشند - خواه در راهزنى دست به كشتار زده باشد خواه در جاى ديگر .
برگرديد به صحيح بخارى 10 / 78 ، سنن دارمى 2 / 190 ، سنن ابن ماجه 2 / 145 ، سنن نسائى 8 / 23 ، سنن بيهقى 8 / 28 ، صحيح ترمذى 1 / 169 ، مسند احمد 1 / 79 ، كتاب الام از شافعى 6 / 33 و 92 ، احكام القرآن از جصاص 1 / 165 ، الاعتبار از ابن حازم ص 190 ، تفسير ابن كثير 1 / 210 كه مىنويسد : توده بر آن رفتهاند كه مسلمان را در برابر نا مسلمان نبايد كشت زيرا در گزارش بخارى روشن شده كه على گفت برانگيختهء خدا ( ص ) گفت : مسلمان را در برابر نامسلمان نبايد كشت ، پس نه هيچ گزارشى ناساز با اين را درست توان دانست و نه مىتوان از خود آن معنائى - ناساز با آن چه مىنمايد - بيرون كشيد . با اين همه ، بوحنيفه بر آن رفته است كه او را مىتوان كشت زيرا مىگويد : فرازى كه در سورهء مائده
الغدير ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٧٧