6 - عمرو پسر شعيب از پدرش از نياى خويش عبد اللَّه پسر عمرو پسر عاصى گزارش كرده كه پيامبر گفت : هيچ مسلمانى را در برابر نامسلمان نبايد كشت .
و به نوشتهء احمد : نه هيچ يك از مؤمنان را در برابر نامسلمان توان كشت و نه هيچ كس را براى كشتن نامسلمانى كه با او پيمان بسته است
گزارش بالا را هم ابو عاصم ضحاك در الديات ص 51 آورده است و هم : ابو داود در سنن خود 2 / 249 ، احمد در مسند خود 2 / 211 ، ترمذى در سنن خود 1 / 169 ، ابن ماجه در سنن خود 2 / 145 ، جصاص در احكام القرآن 1 / 169 - از روى نوشتهء احمد - شوكانى هم در نيل الاوطار 7 / 150 آن را آورده و مىنويسد : ميانجيان زنجيرهء آن از كسانىاند كه گزارشهاشان درست شمرده شده . و در ص 151 مىنويسد :
اين در بالاترين مرز درستى است ، پس درست نيست كه جز اين ، چيزى از ياران پيامبر بازگو شود مگر آن چه از عمر گزارش كرديم كه او در اين باره نوشت : مسلمان را بايد در برابر نامسلمان بكشند ، سپس نامه اى در پى آن فرستاد و گفت : او را مكشيد و زندانىاش كنيد . ( 1 )
7 - عمران پسر حصين آورده است كه پيامبر گفت : كسى از مؤمنان را در برابر نامسلمانان نبايد كشت .
شافعى در كتاب الام 6 / 33 مىنويسد : شنيدم كه چند كس از گزارشگران جنگهاى پيامبر مىگفتند ( و هم از زبان چند تن از ايشان به من رساندند كه : ) برانگيختهء خدا ( ص ) در روز گرفتن مكه در سخنرانىاش گفت : « كسى از مؤمنان را در برابر نامسلمانان نبايد كشت » و به من چنان رسيده كه عمران پسر حصين ( ض ) اين گزارش را از زبان برانگيختهء خدا ( ص ) بازگو كرده است . مسلم پسر خالد از زبان پسر ابو حسين و او از مجاهد و عطاء - و گمان مىكنم طاووس و حسن
هامش
( 1 ) در ج 6 ص 121 و 122 اين داستان را كه نشان دهندهء ناآگاهى خليفه از دستور اين زمينه است بازگو كرديم .