تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
آن به بدگوئى از فرمانرواى مؤمنان پرداختند كه نخستين مسلمانان بود و پشتيبان آئين ايشان ، و پيشواى پاك از هر گناه ، و پاكدامن به گواهى بى چون و چراى گرامى نامهء خدا ، و روان پاكترين پيامبران به گفتهء آشكار قرآن ، و همتاى بزرگتر ياد بود گران پيامبر قرآن - به گواهى گزارش دو ياد بود - درودهاى خدا بر وى باد ، و شايد تو از عثمان نيز به شگفت نيائى كه آئين خدا و شيوهء برانگيختهء او را ديگرگون نموده زيرا زندگى نامه اش را بررسى نموده و شيوه اش را كه بازگوگر سرمايهء روانى او است شناخته اى و مىدانى اين يكى نيز با آن سه تن از يك درخت است كه از بالاى زمين بركنده شده و آرامش ندارد . آرى همهء شگفتى ما از كسانى است كه اينان و ماننده هايشان از سوداگران هوسها و دلبخواه‌ها را دادگر و درستكار مىشمارند ؛ به بهانهء آن كه ايشان ، از همراهان پيامبرند . چرا كه نزد ايشان همهء همراهان پيامبر دادگرند و شگفتتر اين كه در بسيارى از بخشهاى فقه ، گفتار و كردار ايشان را پشتوانهء برداشت خود مىگيرند . آرى ! نوريان مرنوريان را جاذبند !

12 دستور خليفه دربارهء خونبها و كشتن كشنده

بيهقى در سنن كبرى 8 / 33 از زبان زهرى آورده است كه ابن شاس جذامى مردى از بوميان شام را بكشت پس گيرو دار را به عثمان ( ض ) باز نمودند و او بفرمود كه وى را بكشند پس زبير ( ض ) و كسانى از ياران برانگيختهء خدا ( ص ض ) در اين باره با وى به سخن پرداختند و از كشتن وى بازش داشتند زهرى گفت : پس براى وى هزار دينار خونبها نهاد . و اين را شافعى نيز در كتاب الام 7 / 293 آورده است .