تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
و بر بنياد گزارش شافعى كه در كتاب الام از زبان عياض پسر عبد اللَّه بازگو شده ، بو سعيد خدرى گفت : مروان به سوى من و مردى كه او را نام برد فرستاد و ما را برد تا به نماز گاه رسيد پس برفت تا بر فراز منبر شود من او را به سوى خود كشيدم و او گفت : ابو سعيد ! آن چه تو ميدانى رها شده ؛ بو سعيد گفت : من سه بار آواز دادم و گفتم : به خدا سوگند كه جز بدتر از آن را نياورده‌ايد . و بر بنياد گزارش بخارى در صحيح خود : در جشن فطر - يا قربان - همراه با مروان كه فرماندار مدينه بود بيرون شدم پس چون به نماز گاه رسيديم ناگاه منبرى را كه كثير پسر صلت ساخته بود ديديم كه مروان مىخواست پيش از نماز گزاردن بر آن بالا رود من جامه اش را كشيدم و او مرا كشيد و بالا رفت و پيش از نماز سخنرانى كرد پس به او گفتم : به خدا سوگند ديگر گونى پديد آورديد گفت : ابو سعيد ! آن چه تو مىدانى گذشته ، پس گفتم : به خدا سوگند آن چه مىدانم بهتر از آنها است كه نمىدانم . گفت : راستى اين كه مردم پس از نماز براى شنيدن گفتار ما نمىنشينند و من برنامهء سخنرانى را براى پيش از نماز نهادم ( 1 ) و بر بنياد يك گزارش : بو سعيد گفت : گفتم نمازى كه بايد نخست خوانده شود چه شد ؟ گفت ابو سعيد ! نه ! آن چه تو مىدانى رها كرده شد . من سه بار گفتم سوگند به آن كه جان من در دست تواناى او است شما هرگز بهتر از آن چه را من مىدانم نخواهيد آورد . ابن حزم در المحلى 5 / 86 مىنويسد : امويان به نوآورى برخاسته و سخنرانى را براى پيش از نماز گذاشته و بهانه شان نيز اين بود كه مردم چون نماز بگزارند از گرد ايشان مىپراكنند و به شنيدن سخنرانى نمىنشينند از آن روى كه ايشان على پسر ابو طالب ( رض ) را نفرين مىفرستادند و مسلمانان از اين برنامه مىگريختند - و سزاوارشان هم بود - چه برسد كه نشستن پس از نماز نيز كارى بايسته نبود .
هامش
( 1 ) برگرديد به صحيح بخارى 2 / 111 ، صحيح مسلم 1 / 242 ، سنن ابو داود 1 / 178 ، سنن ابن ماجه 1 / 386 ، سنن بيهقى 3 / 297 ، مسند احمد 3 / 10 و 20 و 52 و 54 و 92 ، بدايع الصنايع 1 / 276