و شما به پيشواى دادگر نيازمندتريد تا به پيشوائى كه به بهترين گونه سخنرانى نمايد و اگر زنده بمانيد برايتان سخنرانى خواهم كرد . سپس فرود آمد .
و بر بنياد گزارشى كه ملك العلماء در بدائع الصنائع 1 / 262 آورده است :
راستى اين كه عثمان چون به فرمانروائى رسيد در نخستين روز آدينه به سخنرانى برخاست پس چون گفت : ستايش خداى را . . . نتوانست دنبالهء سخن را بگيرد و گفت :
شما به پيشوائى كارى نيازمندتريد تا به پيشوائى زبانآور . و راستى اين كه بوبكر و عمر براى اين جايگاه گفتارى آماده مىكردند و پس از اين براى شما سخنرانىها خواهم كرد و از خدا مىخواهم كه من و شما را بيامرزد پس فرود آمد و نماز آدينه را با ايشان بگزارد .
و شايد هم براى گريز از تنگناى خود در سخنرانى بوده كه چون بر فراز منبر مىشد اين دست و آن دست مىكرد و با آگاهى خواستن از مردم و پرسش از گزارشها و نرخهايشان وقت را مىگذرانيد . ( به گواهى احمد در المسند 1 / 73 از زبان موسى پسر طلحه كه هيثمى نيز در مجمع 2 / 187 آن را آورده و مىنويسد :
زنجيرهء گزارشى آن از ميانجيانى ساخته مىشود كه گواهىهاشان درست شمرده مىشود )
اين سخن نيز كه ابن حجر در فتح البارى دست آويز گردانيده - و در ص 264 گذشت - « به راستى او براى توده بهتر آن ديد كه خود را به نماز برسانند . . . »
نمىتواند كار خليفه را پاك بنمايد زيرا چنان مصلحت پندارى در روزگار پيامبر هم قابل توجه بود با اين همه ، او ( ص ) آن را زير بنياد برنامه نگردانيد زيرا مىديد در وضع آن قانون سود بالاترى در پيش چشم بوده ، پس آن برداشت - در برابر آئين نامه اى كه بودنش از پيامبر آشكار است - به آن مىماند كه كسى براى نوشتن برنامه ، در برابر دستورهاى روشن و يك پهلوى خدا ، باز هم اجتهاد كند ، و اگر روا بدانيم كه بر بنياد برداشتهاى اين و آن ، دستورها و فرمانهاى آئين پاك دگرگون گردد ديگر در كاخ پرشكوه اسلام ، سنگ هم بر روى سنگ بند نمىشود و آن گاه
الغدير ( فارسي ) — صفحة 270
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٧٠