تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
شنيده بودم از شما پنهان كردم چون دلم نمىخواست از پيرامون من پراكنده شويد ، سپس ديدم بهتر است آن را براى شما بازگو كنم تا هر كس از شما آن چه در ديده اش نيكوتر نمايد برگزيند شنيدم برانگيختهء خدا ( ص ) مىگفت يك روز پاسدارى در جائى كه بيم مىرود دشمن بر آن بتازد ، در راه خدا بهتر است از هزار روز كه در پايگاه‌هاى ديگرى سپرى شود . و هم در مسند 1 / 61 و 65 از زبان مصعب آورده است كه عثمان پسر عفان ( ض ) هنگام سخنرانى بر فراز منبر خود گفت : من براى شما گزارشى بازگو مىكنم كه از برانگيختهء خدا ( ص ) شنيدم و چيزى مرا از بازگوگرى آن براى شما باز نداشت مگر دريغ داشتن آن به شما ، راستى اين كه شنيدم برانگيختهء خدا ( ص ) مىگفت : يك شب پاسدارى - در راه خداى برتر از پندار - برتر است از هزار شب كه شبش را براى نماز به پاى ايستند و روزش را روزه بدارند . و هم در مسند 1 / 57 آورده است كه حمران گفت : عثمان ( ض ) بر روى زمين وضو ساخت و سپس گفت : براى شما گزارشى بازگو مىكنم كه از برانگيختهء خدا ( ص ) شنيدم و اگر يك فراز از نامهء خدا نبود آن را براى شما بازگو نمىكردم شنيدم پيامبر ( ص ) مىگفت : هر كس وضو بگيرد و وضوى خود را نيكو بسازد و سپس به درون آيد و نماز بگزارد آن چه ميان اين كارش و ميان نماز ديگر انجام مىدهد آمرزيده شود تا آن نماز را بگزارد . گروهى ديگر از پاسداران گزارشها نيز گزارش بالا را از مسند احمد گرفته و يادآورى كرده‌اند . امينى گويد : كاش يكى مرا آگاه مىساخت كه اين همه دريغ ورزيدن از ياد دادن آن گزارشها به پيروان محمد ( ص ) را چگونه مىتوان روا شمرد ؟ مگر مردمان به آن دو گزارش كه دربارهء برترى پيكار و پاسدارى در راه خدا رسيده نيازى سخت نداشتند و مگر جز به يارى آن دو برنامه بود كه ستون كيش ما و زير بنيادهايش مىايستاد ؟ و شكوه آن در دلها جاى مىگرفت ؟ در آن روزها