تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
عثمان را پاك بنمايد زيرا در روزگار برانگيختهء خدا كار پاسخگوئى به همهء پرسشهاى دشوار دربارهء دستورها با خود او بود نه با ديگران . مگر آن هنگام عثمان كه بود تا دربارهء دستورى از وى پرسش شود كه چون در پاسخ در ماند پرسنده به سراغ ديگران برود و سرانجام دست به دامن طلحه و زبير - و نه برانگيختهء خدا - بشود ؟ مگر آن روز بوبكر و عمر كجا بودند ؟ با آن كه - چنان چه در الغدير ج 7 ص 182 چاپ دوم گذشت - خود اينان از پسر عمر گزارش مىكنند كه در روزگار برانگيختهء خدا ( ص ) هيچ كس به روشنگرى دستورهاى خدا نمىپرداخت مگر بوبكر و عمر . پس هيچ كس را نرسد كه چنان پندارى را پشتوانهء پشتيبانى از خليفه گرداند . آن گاه اگر به شگفت آئى ، جا دارد كه از بخارى مىشنوى : « در اين جا غسل كردن به استوار كارى نزديكتر است و اين باز پسين سخن را از آن روى روشن نموديم كه ايشان برداشتهاى گونه گون دارند » و اين را كجا مىنويسد ؟ پس از آوردن گزارش بوهريره كه در ص گذشت - و ديديم بايسته بودن غسل را مىرساند - و پس از دستور خود سرانهء عثمان كه ياد شد و پس از گزارش همساز ابى با او - آرى پس از اينها به برداشت عثمان گراييده و از آن چه پيامبر اسلام آورده و همهء ياران او و پيروانشان و دانشمندان بر سر آن همداستاناند - كه گواهى قرطبى را در اين باره شنيدى - روى گردانيده . نووى در روشنگرى صحيح مسلم كه در كنار ارشاد السارى چاپ شده مىنويسد : - 2 / 425 - پيروان كيش ما اكنون همه همداستاناند كه هر كس با زن آميخت بايد غسل كند هر چند نطفه اى از وى بيرون نيايد و هر كس نيز نطفه از وى بيرون آمد بايد غسل كند ( هر چند با زن نياميخته باشد ) و اين همداستانى از روزگار ياران پيامبر بوده و همچنان پا بر جاى مانده است و قاضى عياض مىگويد : پس از آن چند سخنى ياران پيامبر ، هيچ كس را نمىشناسيم كه در بايسته بودن غسل ، چون و چرا كند مگر آن چه از اعمش در اين
الغدير ( فارسي ) — صفحة 248 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)