تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
وى همان سرى پسر عاصم همدانى است كه در بغداد زيستن گرفته و در سال 258 مرده و پسر جرير طبرى نزديك سى سال با وى همروزگار بوده و ابن خراش او را دروغ پرداز مىخوانده و ابن عدى گزارشهاى او را بسيار سست مىشمرده و گويد : وى گزارش دزدى مىكرده و ابن حبان مىافزايد : او گزارشهائى را كه از رفتار و گفتار ياران پيامبر داشته به گونهء گزارشهائى در مىآورده كه از رفتار و گفتار خود پيامبر رسيده ، و پشتوانه گرفتن سخن او روا نيست و نقاش دربارهء يك گزارش مىگويد : اين را سرى از پيش خود ساخته ( 1 ) پس اين نام از آن دو تن دروغ ساز است كه جدا كردن آن دو از يكديگر - و نشاندادن آن كه در اين جا گزارشى از وى آمده - چندان ارزشى ندارد . و ياد كردن او با نشانى « پسر يحيى » نيز براى چسباندن او است به يكى از نياكانش - چنان كه ابن حجر در ناميدن او به پسر سهل اين را يادآورى كرده ( 2 ) - و تازه اگر نگوئيم اين كار گونه اى نيرنگ بازى و نهان داشتن كاستى گزارش است . و البته خوانندگان نپندارند كه اين مرد همان سرى پسر يحيى است كه به گزارشهاى او پشتگرمى دارند زيرا وى بسى پيش از اين مىزيسته و در سال 167 در گذشته ( 3 ) و طبرى كه آن گزارش را - از نامهء سرى به خويش - بازگو كرده ، 57 سال پس از اين به سال 224 ، تازه پاى به جهان نهاده است . ديگر از ميانجيان زنجيرهء گزارش ، شعيب پسر ابراهيم كوفى است كه ناشناس مانده و ابن عدى گويد : شناخته نشده و ذهبى گويد : زنجيرهء گزارش او - از نوشته‌هاى سيف - گونه اى ناشناختگى دارد ( 4 )
هامش
( 1 ) تاريخ خطيب 9 / 193 ، ميزان الاعتدال 1 / 380 ، لسان الميزان 3 / 13 و نيز برگرديد به آن چه در ج 5 ص 231 از چاپ دوم گذشت ( 2 ) لسان الميزان 3 / 13 ( 3 ) تهذيب التهذيب 3 / 461 ( 4 ) ميزان الاعتدال 1 / 448 ، لسان الميزان 3 / 145