تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
آن خونبهائى نهادم كه پرداخت آن را از دارائى خويش به گردن گرفتم ؟ و اگر مىدانست كه چنان بازمانده اى هست چرا پيش از گفتگو با او ، داورى كرد كه به جاى كيفر دادن كشنده بايد خونبها پرداخت ؟ و چرا پس از پيشنهاد خونبها ، آن را به وى نپرداخت و بر دارائى خود هموار ساخت ؟ و تازه سرانجام خونبها چه شد و با آن چه كردند ؟ من نمىدانم . و اگر مسلمانان پذيرفته بودند كه كسى به نام قماذبان هست و هيچ كس هم در آن سرزمين نماند كه همراه وى نيايد و او نيز سرانجام ، كشندهء پدرش را بخشيد پس چه جاى آن داشت كه باز هم خليفه به ايشان بگويد : من از او گذشتم آيا شما هم مىگذريد ؟ - و يا به گزارش بيهقى : من از عبيد اللَّه پسر عمر گذشتم - و در هنگامى كه بازماندهء مردى كه كشته شده زنده بود و راست راست راه مىرفت ديگر چه جاى آن داشت كه خليفه از مسلمانان بخواهد تا كشنده را ببخشند ؟ و چه جاى آن داشت كه مسلمانان در چشم پوشى از او - و بخشيدن وى - با خليفه هماهنگى نمايند ؟ و چه جاى آن داشت كه سرور ما فرمانرواى گروندگان براى سستى خليفه در به كار بستن آئين كيفرى ، آن همه پرخاش و نكوهش روا دارد ؟ و چه جاى آن داشت كه او ( ع ) به عبيد اللَّه بگويد : اى تبهكار ! اگر روزى به چنگ من افتى تو را در برابر هرمزان خواهم كشت ؟ و چه جاى آن داشت كه در آغاز فرمانروائىاش عبيد اللَّه را پيگرد نمايد ؟ و چه جاى آن داشت كه او - از بيم فرمانرواى گروندگان - از مدينه به شام گريزد ؟ و چه جاى آن داشت كه عمرو پسر عاصى به عثمان بگويد : اين پيش آمد در هنگامى روى داده كه تو فرمانرواى مردم نبوده اى ؟ و چه جاى آن داشت كه سعيد پسر مسيب بگويد : خون هرمزان پايمال شد ؟ و چه جاى آن داشت كه لبيد پسر زياد رو در روى عثمان بگويد ، آيا مىبخشى و هنگامى كه به ناروا ببخشى . . . ؟ و چه جاى اين گزارش بود كه ملك العلماء حنفى در بدائع الصنائع 7 / 245 بازگو كرده و آن را پشتوانهء دستور آئين گردانيده و مىگويد : گزارش شده كه چون
الغدير ( فارسي ) — صفحة 230 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)