به او گريبانگير ايشان نشود ( چون او از مرزهائى كه خداى پاك نهاده بود گام فراتر نهاد و كسانى كه از مرزهاى خدا گام فراتر نهند ايشانند ستمگران ) و هيچ هم پرواى اين نكردند كه ديروز به داغ كشته شدن پدر دچار گرديد و امروز خودش كشته مىگردد و براى خاندانش داغ بر روى داغ مىآيد . آرى چنين كارى در زمينهء كيشها مايهء سرفرازىاى است كه همه چشم به آن دارند زيرا انگيزهء آن سختسرى در گرويدن است و روا داشتن بينش ، و دليرى در راه خدا و نگهبانى بر مرزهاى نامهء خدا و آئين نامهء پيامبرش ( ص ) ، و گرفتن گرد آوردههاى كيش يگانه پرستى . و آن گاه كدام توده است كه اين همه انگيزههاى گردن فرازى را در خود بنمايد و فرازهاى ستايش آميز در پيرامون او پرداخته نشود و پياپى آفرين وزه برايش گفته نيايد ؟ آرى سرزنش را تنها در جائى بايد جست كه در كار بستن دستورها سستى شود و - به بهانههاى پوچ و ناچيز - آئينهاى كيفرى را پايمال كنند و در پى هوسها و دلخواستهها روند . با اين همه چه بايد كرد كه استاد ابو على خوش داشته كه در پشتيبانى از عثمان بهره اى داشته باشد و ناچار به پشتيبانى پرداخته است
و تازه آن چه خليفه انجام داد گرهى كور براى كسانى پديد آورد كه خواستند از شيوهء او پيروى كنند زيرا براى پاك نمودن كار او - كه با نامهء خدا و آئين نامهء پيامبر ناساز بود - به دست و پا افتادند و در روشنگرى آن چه رويداد به آن باز مىگردد به گل فرو ماندند ، چندان كه يكى پنداشت از اين رو وى را بخشيده كه سرپرست مردمان ، مىتواند چنين كارى كند و بر بنياد اين پندار ، پيشوا مىتواند به جاى كشتن كشنده ، با گرفتن خونبها از وى سازش نمايد هر چند نمىتواند كه يكسره او را ببخشد چون كيفر دادن او حق مسلمانان است زيرا مرده ريگ او نيز به ايشان مىرسد و پيشوا نمايندهء ايشان است - در به پا داشتن آئينها - و اگر چشم پوشى نمايد حقى را كه ايشان داشتهاند از بيخ و بن نابود گردانيده و اين روا نيست . و از همين روى نيز پدر و نيا نمىتوانند به نمايندگى فرزند چشمپوشى نمايند هر چند مىتوانند كيفر ستمگر را به گونه اى رسا بخواهند ، البته پيشوا نيز مىتواند كه با گرفتن
الغدير ( فارسي ) — صفحة 227
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٢٧