تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
است كه تبهكار است ( سورهء سجده آيهء 18 ) ( 1 ) و نيز با اين گفتار : هرگاه تبهكارى گزارشى براى شما آورد در پيرامون آن پرس و جو نمائيد ( 2 ) كه ابن عبد البر در استيعاب 2 / 620 مىنويسد : در ميان دانشمندانى كه به روشنگرى نامهء خدا مىپردازند هيچ چون و چرائى دربارهء اين گزارش كه دانستى نيست كه سخن خداى گرامى و بزرگ : « هرگاه تبهكارى گزارشى براى شما آورد . . . » دربارهء وليد فرود آمده است اين سخن را ابن اثير نيز در اسد الغابة 5 / 90 از زبان بو عمر بازگو كرده است . اينك آيا سزاوار است كه چنين كسى از سوى پيشواى مسلمانان در پايگاه والاى فرماندارى جاى بگيرد و جان و دارائى و زن و آبروى مردم به دست او سپرده شود ، تا دستورهاى آئين را از او بگيرند و كار بستن و گشودن را در شهر و ده مسلمانان از او بخواهند و در نمازهاى گروهى و آدينه ، او را پيشنماز خود بشناسند ؟ آيا هيچ يك از اين كارها با كيش راستين سازگار است ؟ مرا بگذار و اين پرسشها را از خليفه اى بكن كه او را فرماندار گردانيد و كسانى را كه به زيان او گواهى داده بودند براند و در هراس افكند يا با تازيانهء خويش ايشان را زد . و گرفتيم كه فرماندارى بخشيدن به او پيش از بزهكارىاش بوده ، با اين همه ، دادن كيفرى كه بايسته بودن آن روشن گرديد - و روان نساختن آن به روى ، سر - زنشها برانگيخت - چرا بايد همى پشت گوش انداخته شود تا آن هنگام كه مردك را در خانه اى فرستند و براى بر كنار ماندن او از گزند تازيانه ، بالا پوشى آراسته بر تن وى كنند و آن گاه هر كس به روى درآيد كه او را به كيفر رساند او - كه شايستهء كيفر بوده - ايشان را به خشمگين شدن خليفه بيم دهد و به اين سان - و با پرهيز دادن از بريدن پيوند خويشى - از خود پاسدارى نمايد . آيا خليفه مىدانست كه او ديگران را براى پا پيش نهادن در بر پا داشتن آئينهاى كيفرى خدا ، از خشم وى مىترساند و او را به اين گونه مىشناساند و پيوند خويشاوندىاش را از دستور كيش او برتر
هامش
( 1 ) برگرديد به برگردان پارسى غدير ج 3 ( 2 ) سورهء حجرات آيهء 6