و آن گاه كه همه آهنگ پراكنده شدن داشتند آواز داد :
آيا بيشتر برايتان بخوانم تا مرا بستائيد . ؟
پس نه من و نه شما را بهره اى از نيكوئى نيست .
سپس ابو عمر مىگويد : اين كه « او مست مست بر ايشان پيشنمازى كرده و پس از آن كه نماز بامدادى را چهار ركعت خوانده گفته : آيا بيشتر برايتان بخوانم ؟ » گزارش آن زبانزد است و كسانى كه به سخن ايشان پشتگرمى بايد داشت - چه از گزارشگران و چه از سرگذشت دانان - آن را آوردهاند .
و از ميان آنان ما گزارش رويداد را ، هم در مسند احمد 1 / 144 و سنن بيهقى 8 / 318 مىخوانيم هم در تاريخ يعقوبى 2 / 142 كه مىنويسد : او در محراب بالا آورد . و هم در كامل ابن اثير 3 / 42 و اسد الغابة از همو 5 / 91 و 92 كه مىنويسد : اين كه پس از چهار ركعت خواندن نماز بامداد به ايشان گفته : « آيا بيشتر برايتان بخوانم » گزارش آن را سرگذشت دانانى كه به سخن ايشان پشتگرمى بايد داشت آورده و زبانزد همگان است سپس گزارش طبرى ( 1 ) را مىآرد كه مىرساند آن گروه با وليد سرسختى نمودند و عثمان به او گفت :
« برادرم ! شكيبائى كن كه خداوند تو را پاداش مىدهد و گناه تو برگردن اين گروه بار مىشود » و سپس گويد : ابو عمر گفته : گزارشى كه نزد سرگذشت شناسان درست شمرده شده ، مىرساند كه او باده نوشيد و آن را بالا آورد و نماز صبح را چهار ركعت خواند .
و باز بنگريد به تاريخ ابو الفدا 1 / 176 و به الاصابة 3 / 638 - كه در اين
هامش
( 1 ) گزارش طبرى كه آن را در تاريخ خود آورده - 5 / 60 ، 61 - در نادرستى زنجيره اش همه همداستانند زيرا از ميانجيان آن ، يكى دروغگو شناخته شده و تازه او گزارش را از زبان كسى كه شناخته نيست بازگو كرده و او نيز از زبان كسى كه گزارش باف خوانده شده و گويند كه در نهان از كيش ما به در شده بود ! و نام و نشان اين سه نيز - يكى پس از ديگرى - چنين است : سرى و او از شعيب و او از سيف پسر عمر ، كه گفتار گستردهء ما را در بارهء اين زنجيرهء ناهموار - كه روى تاريخ طبرى را سياه كرده - در آينده خواهى خواند .