تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
پس ايشان به نزد على شده از اين رفتار گله مندى نمودند پس او به نزديك عثمان رفت و گفت : آئينهاى كيفرى را پايمال گردانيدى و گروهى را كه به زيان برادرت گواهى دادند كتك زدى و فرمان را زير و رو نمودى با آن كه عمر گفت : امويان و به ويژه خاندان ابو معيط را برگردن مردم سوار مكن . پرسيد مىگوئى چه كنم گفت چنان چه من مىبينم بايد او را از كار بر كنار نمائى و سرپرستى هيچ يك از كارهاى مسلمانان را به او نسپارى و گواهان را بازجوئى كنى اگر كسانى نيستند كه گمان بد به ايشان رود و از سر كينه توزى دروغ بگويند برادرت را به كيفرى كه بايسته است مىرسانى و نيز گويد : گفته مىشود عايشه با عثمان درشتى نمود و او نيز پاسخى تند داد و گفت : تو را چه به اين كارها ؟ تو دستور دارى كه در خانه ات آرام بگيرى گروهى نيز سخنانى به همين گونه گفتند و گروهى ديگر گفتند : كيست كه - براى اين كار - سزاوارتر از او باشد پس با لنگه كفشها به جان هم افتادند و اين نخستين زد و خوردى بود كه پس از پيامبر ( ص ) ميان مسلمانان در گرفت . و هم از چند راه گزارش كرده كه طلحه و زبير به نزد عثمان شدند و به او گفتند : ما تو را از سپردن كارى از كارهاى مسلمانان به وليد پرهيز داده بوديم و تو نپذيرفتى و اينك گواهى داده شده كه او باده گسارى و بد مستى نموده بر كنارش كن . على نيز به او گفت : او را از كار بر كنار كن و اگر گواهان در روى او به زيانش گواهى دادند وى را به كيفر برسان پس عثمان ، سعيد پسر عاص را به فرماندارى كوفه فرستاد و به او دستور داد وليد را به سوى وى گسيل دارد پس چون سعيد به كوفه درآمد منبر و ساختمان فرماندارى را شستشو داد و وليد را گسيل داشت و گواهان كه رو در روى او به زيانش گواهى دادند و عثمان خواست او را به كيفر برساند بالا پوشى آراسته بر او پوشانده و در خانه اى جايش داد و هر كس از قريش را كه براى زدن او مىفرستاد وليد به وى مىگفت : « تو را به خدا سوگند مىدهم مبادا پيوند خويشىات را با من ببرى و فرمانرواى