آورده است .
26 - عبد بن حميد : بنگريد به گزارش وى در ص 31 كه مىرساند ابو طالب از پذيرفتن آئين راستين سر باز زده و بر كيش بت پرستى مرده و خداوند با فرستادن آيه اى از قرآن ، ناشايستگى او را براى راهنمائى شدن گواهى كرده است .
27 - عبد الرحمان پسر عوف : بر گرديد به ص سيزده
28 - عبد اللَّه پسر عمرهء برگرديد به ص چهارده
29 - عطاء پسر ابو رباح : گزارشهاى وى نيز بسى سست و بىپايه به شمار آمده زيرا وى پروائى نداشته كه آنها را از زبان چه كس فرا گيرد و بازگو كند ( راستگو يا . . . ) و شايد هم باورها و گرايشهائى تباه در او بوده ، كه بيداد - گران اموى آن همه در بزرگداشت او و گرم كردن بازارش مىكوشيدند تا جائى كه هر ساله در گرما گرم ديدار مردم از خانهء خدا ، جارچيان امويان بانگ بر مىداشتند كه : جز عطاء هيچ كس را نرسد به روشنگرى دستورها و آئين خدائى پردازد ( تنقيح المقال 1 / 102 + رجال ابن داود 477 + جامع الرواة 1 / 538 + مرآة الجنان يافعى 1 / 244 )
30 - عكرمه : دربارهء او نيز دانشمندان شيعى مىنويسند : رو گردانىاش از خاندان محمد ( ص ) نيازى به روشنگرى ندارد و گرايش به خوارج داشته و گزارش هايش سست است ( تنقيح المقال 1 / 104 ، 2 / 265 )
31 - عمر : برگرديد به ص چهارده
32 - قتاده : وى نيز از آنان بود كه از همگان يكسر بريده و به امويان پيوسته و در بازگو گرى برترىهاشان ! نمونه بود چندان كه فرمانرواى اموى ، وى را بستود و در پشتيبانى از وى سرسختى نموده از همگنانش برتر شمرد ( قاموس الرجال 7 / 382 ) نمونهء گزارشهاى وى را نيز يكى در ص 31 مىخوانيد كه مىرساند خداوند - با فرستادن آيه اى از قرآن - پيامبرش را از آمرزش خواستن براى پدر خويش بازداشته و گواهى داده كه او بر آئين بت پرستى مرده و از دوزخيان است و
الغدير ( فارسي ) — صفحة مقدمة 22
مساهمون: جمعي از مترجمين
صمقدمة ٢٢