پيامبر را نپذيرفته و بر كيش بت پرستى مرده و خداوند با فرستادن آيه اى از قرآن ، ناشايستگى او را براى راهنمائى شدن ، گواهى كرده است و گزارش وى در ص 105 و 106 و 107 و 155 كه مىرساند : اهريمن از عمر مىگريزد و از پيامبر نه .
17 - حكيم ترمذى : بنگريد به گزارش وى در ص 105 كه مىرساند اهريمن از عمر مىگريزد و از پيامبر نه و به خرده گيرى امينى از وى كه چرا « زمينهء گزارشها را با پخت و پزهايش ديگر گونه مىنمايد » ( ص 123 ) و به گزارشهاى گزافه آميزش دربارهء دانش عمر ( ص 150 و 101 )
18 - حماد پسر ابو سليمان : گزارشهاى وى نيز در ديدهء دانشمندان شيعى سست است و شايستهء پشتگرمى نيست ( تنقيح المقال 1 / 44 )
19 - زمخشرى : بنگريد به گزارشى كه در ص 21 از زبان وى بازگو شده و مىرساند كه خداوند با فرستادن فرازى از قرآن ، پيامبرش را از آمرزش خواستن براى مادر خويش بازداشت و اين كه : گزارش ياد شده ، درستتر از گزارشى است كه مىرساند آن فراز دربارهء ابو طالب فرود آمده - و براى جلوگيرى از آمرزش خواهى براى وى - هر چند زمخشرى ، گزارش دوم را نيز نادرست نشمرده است . در ص 352 نيز از زبان وى مىخوانيد : « آوردهاند كه على و عثمان دربارهء نگه داشتن دو خواهر برده مىگويند : يك آيه آن را روا گردانيده و يك آيه ناروا » و امينى پنبهء اين گزارش را زده و مىنويسد : و از اينها روشن مىشود كه چه بى پايه است آن چه به امير مؤمنان ( ع ) بستهاند كه با عثمان - در آن برداشت ناساز با قرآن و آئين نامهء پيامبر - هماهنگى نموده و گفته : يك آيه آن را روا شناخته و يك آيه ناروا . دور است از او كه دربارهء دستورى از دستورهاى خدا به چند گونه سخن كند و اين نسنجيده گويانند كه خواستهاند كار سهمناك عثمان را در چشم مردم كوچك بنمايند پس بر على ( ع ) چنين دروغى بسته و چنين نسبت ناروائى به او دادهاند .
20 - سيوطى - نگارندهء الدر المنثور : براى آشنائى با چون و چند گرايشهاى
الغدير ( فارسي ) — صفحة مقدمة 20
مساهمون: جمعي از مترجمين
صمقدمة ٢٠