« و خوب ! با همهء اينها آيا گزافگوئى و ياوه سرائى نيست كه نووى . . .
مىنويسد : دانشوران . . . همداستان شدهاند كه پس از قرآن گرامى ، درستترين نامهها ، صحيح بخارى و مسلم است ؟
آيا نگاشته اى كه گزارشش اين و سرگذشت بازگوگران گزارشهايش اين باشد - و تازه اين ، يكى از بهترين و كم آسيبترين آنها است ! - مىتواند درست ترين نامهها پس از قرآن به شمار آيد ؟ - سهمناك است سخنى كه از دهان ايشان بيرون مىآيد - و آن گاه اگر درستترين نگاشتههاى ايشان - كه همگى بر درستى آن همداستاناند - چنين باشد ، ديگر نگارشهاشان به هنگام ارزيابى چگونه خواهد بود ؟ »
و اين هم چند نمونهء ديگر از گزارشهاى پوچ بخارى كه در همين جلد به بررسى نهاده شده : ( ص 146 ) فرشتگان با عمر سخن مىگويند . ( ص 152 ) اهريمن از عمر مىگريزد و از پيامبر نه ! ( 154 ) پيامبر نماز مىخواند كه اهريمن بر وى تاخت و نماز او را شكست . و نيز گزارش پر گزافهء او دربارهء دانش عمر ( 146 ) و اين كه آمده و براى پاسدارى از آبروى عثمان ، دستور خود سرانهء او را دست آويزى گرفته براى سست نمودن فرمان پيامبر - و كم ارج ساختن آن - كه امينى پس از پژوهشهائى در اين باره مىنويسد :
از بخارى چه شگفتى دارد كه براى دستور دادن ، برداشت كسى همچون عثمان را بر آن چه برانگيختهء خدا ( ص ) آورده - و همهء پيروان وى بر آن همداستانند - برتر بشمارد ؟ مگر او همان نيست كه براى گزارش دادن ، عمران پسر حطان - شورشى دشمن على - را از پيشواى راستين - جعفر پسر محمد - شايسته تر مىشمارد ؟
اگر تو از هوسهاى ايشان پيروى كنى - آن هم پس از آن كه دانشى برايت آمد - به راستى كه در آن هنگام از ستمگران خواهى بود .
15 - بيهقى : برگرديد به ص دوازده
16 - ترمذى : بنگريد به گزارش وى در ص 31 كه مىرساند ابو طالب آئين
الغدير ( فارسي ) — صفحة مقدمة 19
مساهمون: جمعي از مترجمين
صمقدمة ١٩